يكشنبه 14 شهريور 1389        

رهبر معظم انقلاب : من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و كار مضاعف» نامگذارى مي‌كنم صفحه اصلي درباره ما ارتباط با ما

مقالات و پژوهش ها
اخبار و اطلاعیه ها
همایش ها
معرفی کتاب
ماهنامه
فصلنامه
پروژه ها
 بانک اطلاعات محققین
 مراکز علمی و پژوهشی
انجمن های بحث
آلبوم تصاویر
جستجوي پيشرفته
 


ورود اعضاء

نام کاربری: 
کلمه عبور: 

[ ثبت نام  ]

 

   

   
  معرفی کتاب
 
موضوع: ساير
بازگشت 1388/05/14 مشاهده شده :  155
 
نام کتاب : اصلاح الگوی مصرف
مولف :  دكتر مرتضيعزتي تيراژ : 0
ناشر : پژوهشکده مطالعات و تحقيقات بسيج     نوبت چاپ : اول
قيمت : 0     شابک : 0
مرکز اطلاع رسانی و خدمات علمی - پژوهشی
چکیده : 

1ـ1. اصلاح الگوی مصرف در کلام رهبری

مقام معظم رهبري سال 1388 را سال اصلاح الگوي مصرف ناميدند. ايشان در پيام نوروزي و نيز در سخنراني­هاي ديگري که در سال جاري داشته­اند برخي ابعاد اين موضوع را تشريح کرده­اند. فرمايشات رهبری درباره اصلاح الگوي مصرف به سال جديد محدود نيست، بلکه ايشان در فرمايشات مختلفي در سال­هاي گذشته به اين موضوع اشاره داشته­اند. به بخشي از اين فرمايشات اشاره مي­کنيم تا بعضي از ابعاد اين موضوع روشن­تر شود.

بخشي از پيام نوروزي سال 1388 معظم­له که به موضوع اصلاح اصلاح الگوي مصرف اشاره دارد، چنين است: مقام معظم رهبري در پيام نوروزي سال 1388 نزديكي نوروز امسال را به ايام ولادت خاتم النبيين(ص) و امام جعفر صادق(ع)، باعث شرافت بيشتر عيد نوروز دانستند و با تبريك اين عيد سعيد به آحاد ملت عزيز ايران، هم ميهنان خارج از كشور و ملت­هايي كه نوروز را گرامي مي­دارند، براي همگان سالي سرشار از نيكويي و سعادت آرزو كردند.

رهبر انقلاب اسلامي سال جديد را سالي مهم دانستند و با اشاره به دعاي حلول سال نو افزودند: تبديل احوال ملت ايران به نيكوترين احوال، نيازمند توجه و لطف پروردگار است اما بايد متوجه بود كه جلب "لطف و رحمت الهي" به تلاش و همت آحاد مردم براي ايجاد تحول در زندگي شخصي و اجتماعي بستگي دارد.

ايشان در تشريح زمينه­هايي كه نيازمند تغيير و تحول جدي است به موضوع "اسراف­هاي شخصي و عمومي" و مصرف بي­رويه منابع مختلف كشور اشاره كردند و افزودند: اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي­كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود.

رهبر انقلاب اسلامي در پايان پيام نوروزي تأكيد كردند: همه ما به­خصوص مسؤولان قواي سه­گانه، شخصيت­هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي" يعني "اصلاح الگوي مصرف در همه زمينهها"، برنامه­ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته­اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال­ها، ظهور و بروز يابد.[1]

فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع زايران حرم رضوي و مردم مشهد (11/1/1388): رهبر معظم انقلاب اسلامي در اولين روز سال جديد در اجتماع عظيم زائران حرم رضوي و مردم مشهد در بيانات بسيار مهمي، ضمن تشريح "زمينهها و ضرورتهاي پيشرفت و عدالت"، ابعاد مختلف اصلاح الگوي مصرف را نيز بيان کردند.. از جمله: رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به تاکيدي که در پيام نوروزي بر لزوم اصلاح الگوي مصرف داشتهاند، افزودند: اين حرکت، گامي اساسي در روند پيشرفت و عدالت است چرا که بيماري اسراف، از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، آسيبها و مشکلات گوناگوني به­وجود آورده و آينده کشور را تهديد ميکند. ايشان صرفهجويي را درست مصرف کردن و مصرف کارآمد و ثمربخش خواندند و افزودند: بايد اعتراف کنيم که عادتها، سنت­ها و روشهاي غلط، زياده روي در مصرف را به­دنبال آورده و نسبت ميان توليد و مصرف را، به ضرر توليد برهم زده است، به­گونهاي که يک سوم نان توليدي و حداقل يک پنجم آب مصرفي که با آن همه مشکلات و دشواريها تهيه ميشود عملاً به هدر ميرود، متوسط مجموع انرژي مصرفي در ايران ، بيش از 2 برابر متوسط جهاني شده و شاخص شدت انرژي در کشور ما يعني نسبت انرژي مصرف شده به کالاي توليد شده، متاسفانه 8 برابر کشورهاي پيشرفته است.

رهبر انقلاب، اصلاح الگوي مصرف و پرهيز از اسراف را مسألهاي ديني و عقلي برشمردند و در بحث اسراف در سطح ملي و در سطوح مسووليتي به شبکههاي فرسوده انتقال آب و برق، مصارف بي رويه در سازمآنها، سفرهاي بيهوده و نگاه تجملي مسوولان اشاره کردند.

رهبر انقلاب اسلامي در جمع بندي اين بخش از سخنان تاکيد کردند: مقابله با اسراف و صرفه جويي صحيح، با حرف امکان­پذير نيست و قواي مقننه و مجريه موظفند با قانونگذاري صحيح و اجرا و پيگيري قاطعانه، الگوي مصرف را از "توليد تا مصرف و باز يافت" اصلاح کنند.[2]

همچنين ايشان در سال جاري در ديدارهاي ديگري که با مسؤولان نظام داشته­اند به اين موضوع و برخي ابعاد آن اشاره کرده­اند. از جمله مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي هيأت رييسه و رؤساي كميسيونهاي تخصصي مجلس شوراي اسلامي بر فراهم آوردن زمينههاي اصلاح الگوي مصرف توسط مسؤولان تاكيد كردند.

مقام معظم رهبري معتقدند كه دربحث اصلاح الگوي مصرف نبايد شعاري برخورد كرد بلكه بايد در عمل به اين مهم مبادرت شود.

ايشان عنوان كردند كه فرهنگ سازي در رسيدن به اين هدف از اهميت بالايي برخوردار است.

مقام معظم رهبري بر اصلاح الگوي مصرف به ويژه در بخش آب، كشاورزي و انرژي تاكيد داشتند و معتقد بودند اين بحث طي يك سال به­صورت كامل محقق نميشود و شايد  در بعضي زمينه­ها تا 10 سال به طول انجامد.[3]

با وجود اين، رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره الگوي مصرف و اصلاح آن در سال­هاي گذشته نيز تأکيدهايي داشته­اند. که در پيوست کتاب اورده شده است.

 

2ـ1. مفاهيم

در بحث اصلاح الگوي مصرف با يک مفهوم ترکيبي مواجه هستيم و اگر بخواهيم مفهوم دقيق آن را روشن­تر بدانيم لازم است به مفهوم هر يک از اجزاي اين ترکيب توجه کنيم. بر اين اساس در ادامه سه مفهوم الگو، مصرف و اصلاح را توضيح مي­دهيم. 

 

1ـ2ـ1. الگو

الگو، در زبان عاميانه فارسي معادل واژه اسوه در زبان عربي است. لغت نامه دهخدا موارد استعمال آن را چنين بيان مي­کند:الگو، روبُر، مدل، سرمشق، مقتدا، اسوه، مثال و نمونه (دهخدا، ذيل الگو). مفهوم الگو در موارد بسيار زيادي مانند علم، هنر، رفتار و بسياري از امور مختلف ديگر به­کار مي­رود. با اين وجود مي­توان مفهوم دقيق الگو را چنين بيان کرد: الگو عبارتاستاز بيانيكو يا چند واقعيتبههممرتبط، توسطنمادهايمختلفگفتاري، نوشتاري، ترسيمي، فيزيكي و مانند اينها. برای بيان و ارايه الگو به تناسب نوع کاربرد آن از نمادهاي مختلف استفاده مي­شود. با اين وجود به بيان ساده الگو يک چارچوب براي انجام يک فعاليت است که براي نشان دادن و بيان اين چارچوب از ابزار مختلفي استفاده مي­کنيم. به عنوان مثال مي­گوييم حضرت علي (ع) به عنوان تجسم واقعي رفتارهاي اسلامی (و انساني) يک الگو براي همه انسان‏ها است، يا يک نمودار رسم مي­کنيم و مي­گوييم الگوي گردش کار مطلوب برای يک سازمان (مشخص) است، يا اينکه چارچوبي با استفاده از کلمات برای رفتار مصرفی افراد مبتنی بر آموزه­هاي اسلامی تعريف مي­کنيم که مي­گوييم اين الگوي رفتار مصرف کننده مسلمان است. از جهات مختلف مي­توان در باره الگو بحث کرد و ابعاد گوناگون آن را شناخت، اما در اين مجال فرصت توضيح درباره ابعاد و انواع کاربردهاي آن وجود ندارد. فقط به بعضي ابعاد آن اشاره­ مي­کنيم.

در ارايه الگوها با توجه به موضوع و کاربرد آن از نمادهاي مختلف استفاده مي­شود. که مي­توان گفت بر اين اساس الگوها انواعي دارند. از جمله در الگويي مانند الگوی خياطي از کاغذ براي نشان دادن الگوي لباس يک فرد استفاده مي­شود. در تحليل علمي از نمادهاي رياضي يا نمودار و مانند اينها استفاده مي­شود. در يک الگوي موسيقي از نّت استفاده مي­شود. در الگوهاي مکانيکي و فيزيکي از ماکت يا طرح نرم­افزاري و مانند آن استفاده مي­شود. همچنين در ارايه الگوهاي مختلف ديگر نيز متناسب با نوع موضوع و کاربرد آن از ابزارها و نمادهاي مختلف استفاده مي­شود.

از جهت فرهنگي و اجتماعي مي­توان الگو را به الگوي عمومي، الگوي توده­اي، الگوي نخبگان و مانند اينها تفکيک کرد. اين تفکيک بر حسب شيوع يک الگوي رفتاري، فکري، اعتقادي و مانند آن در اقشار مختلف جامعه به­کار مي­رود.

همچنين بر حسب موضوع الگوها مي­توانند به الگوهاي علمي، هنري، ادبي، رفتاري و مانند اينها تقسيم شود که هر يک به از نظر موضوع کاربرد خاصي دارند.

الگوها مي­توانند از نظر سطح کمال نيز متفاوت باشند: الگوي جامع، زير الگو ـ که بخش (الگوي) کوچکي از يک الگوي بزرگ­تر است ـ الگوهاي موازي (هم­سطح)، الگوهاي غير موازي و مانند اينها.

از جهات مختلف ديگري نيز الگوها در علوم، هنرها و مانند اينها بر حسب موضوع، روش، کاربرد و مانند اينها تقسيم­بندي مي­شوند.[4]

با وجود تعابير مختلف موجود از الگو، منظور از الگو در تعبير اصلاح الگوی مصرف، بيشتر با مفهوم سرمشق و مدل برای اجرا منطبق است. با مفهوم الگو به معناي سرمشق يا مدلي برای اجرا در يک تقسيم­بندي کلان، الگوها به الگوهاي مثبت و منفي تقسيم مي­شوند که در تعابير مذهبي از الگوهاي مثبت به الگوهاي الهی و از الگوهاي منفي به الگوهاي شيطاني نيز تعبير مي­کنيم. قرآن مجيد مؤمنين را به پيروی از الگوهاي الهي توصيه مي­کند و آنها را از تبعيت از الگوهاي شيطاني برحذر داشته است. پيروي از الگوها در سعادت و شقاوت انسان‏ها و جوامع نقش بسيار زياد و حياتي دارد و بخش مهمي از آنچه هر فرد ياد مي­گيرد و عمل مي­کند از طريق الگوها و پذيرش آنها است. بحث الگوپذيري و الگوگيري بحث مفصلي است که در کتا­ب­هاي تربيتي تشريح شده است. اما اين نکته نيز شايسته است بيان شود که ما در ساختن الگو مي­توانيم راه ساده­تري را طي کنيم و آن هم درصورت وجود استفاه از اسوه­ها و نمونه­هاي عملي است که انسان‏هاي الهي هستند. اشاره به چند نکته در اين زمينه نيز مناسب است.

اول اينکه آيا جوازي برای الگوبرداري از ديگران وجود دارد؟ و اگر وجود دارد، کدامين انسان‏ها و چگونه الگوهايي مي­توانند سرمشق و اسوه عمل برای ما باشند.

قرآن مجيد دو نوع الگو معرفي مي­کند: قرآن برخي مردان و زنان را نام مي­برد و به عنوان الگوهاي عيني معرفي مي­کند مثل، حضرت رسول خدا (ص) و ابراهيم و بانوان نمونه چون مريم و آسيه که بايد اخلاق و اوصاف آنها را مطالعه کرد تا جهت يا جهات الگوي آنها را به­دست آورد و از آن پيروي کرد.[5] اين نکات هم الگوها را معرفي مي­کند و هم خود جوازي برای استفاده از الگوهاي الهي است. برخي الگوهاي قرآن ترسيمي است، يعني قرآن معيارها و اوصاف را معرفي مي­کند که ما را به الگوهاي الهي و تشخيص آن از الگوهاي شيطاني راهنمايي مي­کند.[6]  از طرف ديگر مي­توان الگوهاي معرفي شده از طرف متخصصان صاحب صلاحيت را نيز استفاده کرد. دليل اوليه اين امر قرآني است که پيروي از علما و حکما[7] را راه سعادت دانسته است. البته اين دليل، تنها تقليد، پيروي و الگو بودن افرادي را مي­پذيرد که متخصّص، خبره، يا راهنمايي کند عالم و صالح باشند. پيروي از غير اين افراد اشتباه است و مي­توان گفت تقليد کورکورانه است.

دوم اينکه آيا الگوبرداري از ديگران مفيد است؟

تجربيات شخصي و رفتار کودکان و نوجوانان حاکي از الگوپذيري انسان است. مي­توان ادعا کرد که نمودار آموزه­ها و شکل­گيري شخصيت انسان‏ها بيشتر از آن که متأثر از گفتار بزرگان و مربيان باشد، متأثر از رفتار الگوها است که به تقليد آگاهانه و گاهي ناآگاهانه باز مي­گردد. الگوپردازي و الگوپذيري يک تبليغ غيرمستقيم و اصلاح بلندمدت است.

سوم اينکه آيا استفاده از الگوهاي فردي لازم و يا مفيد است؟

چون روش الگويي از ساده­ترين و مؤثرترين شيوه­هاي تعليم و تربيت و هدايت است، کارشناسان تربيتي به آن اهميت ويژه مي­دهند و توصيه به استفاده از آن مي­کنند. چنانچه از آيات قرآن استقاده و بيان شد، در مذهب ما نيز به آن توجه شده است. بزرگان ديني نيز به آن توصيه کرده­اند. از جمله سيد قطب در اين باره مي­گويد: عملي­ترين و پيروزمندانه­ترين وسيله تربيت، تربيت کردن با يک نمونه عملي و سرمشق زنده است. بر اين اساس اين شيوه مي­تواند مفيد و حتي لازم باشد.

 

2ـ2ـ1. مصرف، انواع و عوامل مؤثر بر آن

مصرف بهمعناي عام يعني استفاده از كالاها و خدمات براي بهرهمندي از نتايج اين استفاده در اقتصاد كالاها و خدمات بهصورت كلي با دو هدف بهكار گرفته ميشوند:

1. مصرف نهايي كالاها و خدمات خانوار كه با هدف كسب رضايت­خاطر انجام ميشود. اين مصرف بهطور عمده توسط خانوارها انجام ميشود. با وجود اين، هزينههاي خدمات و كالاهاي نهايي مصرفي توسط دولت و مؤسسات غيرانتفاعي را نيز دربرميگيرد. براين اساس مصرف نهايي را به مصرف خصوصي و دولتي نيز تقسيم ميكنند. هدف مصرفكننده (خانوار) كسب رضايت­خاطر بيشتر است و مقداري از هر كالا يا خدمت را مصرف ميكند كه بيشترين رضايت­خاطر را براي او ايجاد كند و هدف دولت يا مؤسسات غيرانتفاعي كسب حداكثر رفاه براي جامعه است.

2. مصرف واسطهاي به استفاده از كالاها و خدمات با هدف انجام توليد كالاها و خدمات نهايي يا واسطهاي ديگر گفته ميشود. به اين نوع كالاها و خدمات، مواد اوليه و مصارف واسطهاي توليد نيز گفته ميشود.

          هدف توليدكننده كسب منافع بيشتر است (البته هدف نهايي او نيز كسب رضايت­خاطر بيشتر است) و مقداري از منابع را مصرف ميكند كه بيشترين منفعت را براي او ايجاد كند. اغلب در متون درسي رايج، معيار و انگيزه اصلي توليدكننده، سود بيان ميشود، در حاليكه منافع ديگري مانند، قدرت، موقعيت اجتماعي، تسلط، پاداش اخروي، بالندگي جامعه و نظير اينها نيز ابعاد ديگري از اهداف توليدكننده هستند كه بهطور دقيق توليدكنندگان با درجات مختلفي از اهميت به­دنبال همه آنها هستند.

با وجود اينكه مفهوم صحيح و گسترده مصرف شامل دو دسته مصارف ياد شده است، اما در بحث رفتار عاملان  اقتصادي در نظريه اقتصاد خرد، بيشتر، مصرف نهايي موضوع بحث رفتار مصرفكننده است و مصرف واسطهاي در بخش توليد در قالب رفتار توليدكننده و با عنوان تقاضاي عوامل توليد مطرح ميشود.[8]

          اين نحوه ارايه مباحث بيشتر براي جلوگيري از اشتباه و تداخل مباحث صورت ميگيرد. در حاليكه در كتابهاي اقتصاد كلان بهويژه در بحث حسابهاي ملي بهطور معمول براي تفكيك اين دو بحث از اصطلاحهاي مصارف واسطهاي و مصارف نهايي يا مصرف كالاها و خدمات واسطهاي و مصرف كالاها و خدمات نهايي استفاده ميشود.[9]

          اشاره به چند تعريف در اين زمينه ميتواند مكمل بحث باشد:

هزينههاي مصرفي خصوصي: ارزش كالاها و خدماتي كه توسط مصرفكنندگان خصوصي (خانوار و مؤسسات غيرانتفاعي) به مصرف نهايي ميرسد.[10]

هزينههاي مصرفي دولتي: ارزش كالاها و خدماتي كه توسط وزارتخانهها و سازمآنهاي وابسته به دولت به مصرف نهايي ميرسد.[11]

مصرف واسطهاي: ارزش كالاها و خدمات مصرف شده در جريان توليد به استثناي مصرف داراييهاي ثابت.

اين تفكيك بيشتر براي جلوگيري از اشتباه صورت ميگيرد.[12]

عوامل مؤثر بر دو نوع مصرف نهايي خانوار و مصرفي واسطهاي را بيان ميكنيم.

 

1ـ2ـ2ـ1. عوامل مؤثر بر مصرف نهايي

بهطور كلي مصرف نهايي با هدف كسب رضايت­خاطر انجام ميشود. براي انجام اين مصرف، مخارجي صرف ميشود. اين مخارج توسط فرد و خانوار با هدف كسب رضايت­خاطر در دنيا و يا در آخرت انجام ميشود. مقدار مصرف كالاها و خدمات به عوامل مختلفي بستگي دارد. بهطور خلاصه برخي از اين عوامل بر رضايت­خاطر هر واحد مصرف اثر دارند و برخي نيز بر تعداد مصرف مؤثر هستند. مهمترين عوامل مؤثر به مقدار مصرف يك كالا توسط فرد و خانوار عبارتند از:

          1. ايمان،

          2. درآمد،

          3. قيمت كالا يا خدمت،

          4. نوع كالا يا خدمت از لحاظ ضرورت مصرف،

          5. قيمت كالاها و خدمات جانشين،

          6. قيمت كالاها و خدمات مكمل،

          7. تكنولوژي (و كيفيت) كالا يا خدمت،

          8. تكنولوژي (و كيفيت) كالا يا خدمت مكمل،

          9. تكنولوژي (و كيفيت) كالا يا خدمت جانشين،

          10. دسترسي كالا يا خدمت،

          11. دسترسي كالاها و خدمات جانشين،

          12. دسترسي كالاها و خدمات مكمل،

          13. انتظارات از آينده،

          14. سليقه مصرفكننده،

          15. موقعيت اجتماعي و فردي مصرفكننده،

          16. زمان، مكان و ساير شرايط،

          17. مصرف ديگران و نظير اينها،

          هر يك از اين عوامل ابعاد مختلفي دارد كه در كتابهاي پايهاي اقتصاد به آنها اشاره شده است.[13]

          بهعنوان مثال در بحث درآمد، درآمد مطلق، درآمد كل دورههاي زندگي، درآمد نسبي در مقايسه با جامعه، درآمدهاي انتظاري و مانند آن مطرح هستند. همچنين مقدار و تغييرات ساير عوامل ياد شده نيز در نحوه اثرگذاري درآمد مؤثر هستند يا هنگامي كه بحث از اثر قيمت بر مقدار مصرف يك كالا ميشود. عواملي همچون قيمت نسبي، كشش قيمتي و نظير اينها در نحوه اثرگذاري (مثبت يا منفي) بسيار مهم هستند. ساير عوامل نيز مانند اينها است.

ميتوان مجموع عوامل ياد شده را به 4 دسته تفكيك كرد:

1. شرايط و ويژگيهاي مصرفكننده،

2. شرايط و ويژگيهاي كالا يا خدمت،

3. شرايط و ويژگيهاي ساير كالاها و خدمات،

4. ساير عوامل.

دسته اول عوامل به مصرفكننده بازميگردد. اما دسته دوم و سوم به كالاها و خدمات موجود در بازار بستگي دارد كه به توليدكنندگان يا مقررات و سياست­هاي اقتصادي موجود در جامعه بازميگردد.

بخشي از مصرف نهايي نيز توسط دولت (به معناي عام) انجام ميشود كه به سياستهاي يارانهاي، حمايتي و نظير آن بستگي دارد. بهطور كلي اين سياستها براي تغيير شرايط و ويژگيهاي كالاها و خدمات توليدي، وارداتي، مصرفي و نظير اينها اعمال ميشود كه از آن طريق نيز بر مصرف نهايي تأثير دارد.

 

2ـ2ـ2ـ1. عوامل مؤثر بر مصرف واسطهاي

چنانچه اشاره شد بهكارگيري مواد اوليه توليد را نيز مصرف منابع در بخش توليد مينامند. درباره اين مصرف مباحث گستردهتر است. ميتوان اين مباحث را در زمينه مصرف بهينه عوامل به سه بخش تقسيم كرد:

1. مباحث مربوط به سرمايه، نيروي كار و دانش فني كه مباحث آن در نظريه تابع (منحني) امكانات توليد مطرح ميشود.

2. استفاده از مواد اوليه كه موضوع مصرف واسطهاي يا تقاضاي مواد اوليه توسط توليدكننده است،

3. كيفيت و كميت محصول توليدي كه به عوامل بسيار مختلفي بهويژه شرايط بازار فناوريهاي توليد بستگي دارد.

          با اين­حال ميتوان موضوع اثر سرمايه، نيروي كار و دانش فني بر توليد را در بحث تابع امكانات توليد در كتابهاي اقتصاد خرد پيگيري كرد. در اين بحث موجودي سرمايه، موجودي نيروي كار و سطح دانش فني براي توليدات در مقدار توان كمي و كيفي جامعه مؤثر هستند. هر تركيبي از سرمايه، نيروي كار و دانش فني، كميت و كيفيت خاصي از توليدات را فراهم ميكند. اگر اين منابع به مقدار زيادي در جامعه وجود داشته باشد، توليدات جامعه از نظر كمي و كيفي ميتواند بسيار زياد باشد. به اختصار به هر يك اشاره ميكنيم.

          اگر سرمايه در تملك جامعه زياد باشد جامعه ميتواند كالاهاي سرمايهبر را بيشتر توليد كند. اگر جامعه فاقد سرمايه باشد نميتواند بسياري از توليدات را انجام دهد و در بعضي موارد توليدات آن فاقد استاندارد و ويژگيهاي يك محصول مناسب خواهند بود كه مصرف را تحت تأثير قرار ميدهد. وجود نيروي انساني نيز مانند سرمايه است با اين تفاوت كه سرمايه آسانتر ميتواند جايگزين نيروي انساني شود. با اين حال، كيفيت نيروي انساني در كيفيت توليد بسيار مؤثر است و بيشك كيفيت و كميت محصول در دسترس مردم به صورت مشخص بر مصرف جامعه اثر زيادي دارد.

          امروزه دانش فني از اصليترين منابع توليد است، بهطوري كه درصورت فقدان دانش فني براي توليد يك محصول، نميتوان آن محصول را در حد استاندارد توليد كرد. همچنين فرايند اين توليد نيز كارايي لازم را نخواهند داشت. امروزه بخش قابل توجهي از مشكلات كالاهاي مصرفي و مواد اوليه ناشي از پايين بودن سطح دانش فني است. البته توليد بسياري از كالاها بدون دانش فني امكانپذير نيست. با اين­حال سطح كيفي و كمي اين محصولات توليدي به­شدت بر نحوه مصرف آنها مؤثر واقع خواهد شد و الگوي مصرف را تحت تأثير قرار ميدهد. تركيب اين عوامل بر نوع، مقدار و نحوه استفاده از مصرف واسطهاي (مواد اوليه) در فرايند توليد نيز مؤثر است. بر اين اساس اين تركيب هم ميتواند الگوي مصرف خانوار و دولت و هم الگوي مصرف واسطهاي (مواد اوليه) و ساير منابع را در فرايند توليد تحت تأثير قرار دهد.

          استفاده از مواد اوليه از دو جهت مرتبط با موضوع الگوي مصرف است. يكي بحث استفاده از مواد اوليه در فرايند توليد است كه بايد به سمت استفاده بهينه و كارا از آن رفت و ديگري محصولي است كه از اين مواد اوليه با توجه به كيفيت و كميت آنها به­دست ميآيد. اگر اين مواد فاقد كيفيت لازم باشند كارايي اندكي خواهند داشت و همچنين محصول توليدي با آن موجب اختلال و ناكارايي مصرف نهايي (يا واسطهاي مراحل بعد) ميشود. كيفيت محصول توليدي بر نحوه و مقدار مصرف خود كالا و كالاهاي مكمل و جانشين آن بسيار مؤثر است. اگر يك كالا ناكارا باشد (مانند اتومبيلهاي توليدي كشور) باعث اتلاف آن كالا و كالاهاي مكمل (مانند بنزين) ميشود. همچنين عمر مفيد كالاهاي كمكيفيت، كم خواهد بود. اين حالتها مصرف را از مسير اصلي و بهينه منحرف ميكند و آن را خارج از الگوي مناسب مصرف قرار ميدهد. اگر يك كالا كيفيت بهتري داشته باشد (مانند لامپهاي كممصرف استاندارد) هم عمر طولانيدارد و هم باعث كمتر شدن هزينه مصرف كالاهاي مكمل (مانند برق) و جانشين (مانند لامپهاي معمولي) ميشود.

          كميت محصول توليدي نيز ميتواند شرايط دسترسي و قيمت كالاها را تحت تأثير قرار دهد و از آن طريق بر مقدار مصرف مؤثر واقع شود....



[1]. خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبري.

[2]. خبرگزاری ايسنا، 1388/01/14 . کد خبر 8801-01418

[3] جام جم آن لاين به نقل از خبرگزاري مجلس شوراي اسلامي (خانه ملت)، به نقل از عباس رجايي، نماينده مجلس.

[4] برای اطلاع از برخي انواع و طبقه­بندي­ها و نيز روش­ها و مراحل ساخت، و ارايه الگوها از جمله به منابع ذيل مراجعه کنيد: عزتي، مرتضي (1386) / سالينگروس، نيکلاس (2000) / ماديورو ج.، رونالدو و ويلرايت ب. جوزف (1992) / و . . .

[5] مثلاً، درسوره مبارکه انعام پس از تعريف برخي از پيامبران، مي­فرمايد: آنها (پيامبران) کساني هستند که خداوند هدايتشان نموده، پس به هدايت آنان اقتدا کنيد: «أولئك الذين هدى الله فبهداهم اقتده».

[6] مانند بسياري از آيات قرآن که اوصاف مؤمنان و متقين را بيان مي­کند از جمله سوره مؤمنون.

[7] مثل سوره لقمان و مانند آن.

[8]. از جمله رجوع شود به داودي، 1374.

[9]. از جمله رجوع شود به بختياري، 1384، صص 23-26.

[10]. بختياري، 1384، 38.

[11]. همان.

[12]. مدرسي، 1385، 269.  البته مصرف از جهات مختلف به انواع ديگري تفكيك ميشود. از جمله مراجعه شود به مدرسي 1385، ص 270.

[13]. از جمله ميتوان رجوع كرد به:

پرويز داودي، 1374، صص 12-208.

يداله دادگر، و تيمور رحماني، 1384، صص 105-121.

نادر مهرگان، 1384، صص 35-165.

صادق بختياري، 1384، صص 157-172.

مرتضي عزتي، 1383، صص 18-94.

هندرسون، جيمز، م، و ريچارد ا. كوانت، 1371.

 
 

  Powered by DANA IT & Software Group
Copyright © 2005-2006