1ـ1. اصلاح الگوی مصرف در کلام رهبری
مقام معظم رهبري سال 1388 را سال اصلاح الگوي مصرف ناميدند. ايشان در پيام نوروزي و نيز در سخنرانيهاي ديگري که در سال جاري داشتهاند برخي ابعاد اين موضوع را تشريح کردهاند. فرمايشات رهبری درباره اصلاح الگوي مصرف به سال جديد محدود نيست، بلکه ايشان در فرمايشات مختلفي در سالهاي گذشته به اين موضوع اشاره داشتهاند. به بخشي از اين فرمايشات اشاره ميکنيم تا بعضي از ابعاد اين موضوع روشنتر شود.
بخشي از پيام نوروزي سال 1388 معظمله که به موضوع اصلاح اصلاح الگوي مصرف اشاره دارد، چنين است: مقام معظم رهبري در پيام نوروزي سال 1388 نزديكي نوروز امسال را به ايام ولادت خاتم النبيين(ص) و امام جعفر صادق(ع)، باعث شرافت بيشتر عيد نوروز دانستند و با تبريك اين عيد سعيد به آحاد ملت عزيز ايران، هم ميهنان خارج از كشور و ملتهايي كه نوروز را گرامي ميدارند، براي همگان سالي سرشار از نيكويي و سعادت آرزو كردند.
رهبر انقلاب اسلامي سال جديد را سالي مهم دانستند و با اشاره به دعاي حلول سال نو افزودند: تبديل احوال ملت ايران به نيكوترين احوال، نيازمند توجه و لطف پروردگار است اما بايد متوجه بود كه جلب "لطف و رحمت الهي" به تلاش و همت آحاد مردم براي ايجاد تحول در زندگي شخصي و اجتماعي بستگي دارد.
ايشان در تشريح زمينههايي كه نيازمند تغيير و تحول جدي است به موضوع "اسرافهاي شخصي و عمومي" و مصرف بيرويه منابع مختلف كشور اشاره كردند و افزودند: اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد ميكنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود.
رهبر انقلاب اسلامي در پايان پيام نوروزي تأكيد كردند: همه ما بهخصوص مسؤولان قواي سهگانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي" يعني "اصلاح الگوي مصرف در همه زمينهها"، برنامهريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجستهاي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد.
فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع زايران حرم رضوي و مردم مشهد (11/1/1388): رهبر معظم انقلاب اسلامي در اولين روز سال جديد در اجتماع عظيم زائران حرم رضوي و مردم مشهد در بيانات بسيار مهمي، ضمن تشريح "زمينهها و ضرورتهاي پيشرفت و عدالت"، ابعاد مختلف اصلاح الگوي مصرف را نيز بيان کردند.. از جمله: رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به تاکيدي که در پيام نوروزي بر لزوم اصلاح الگوي مصرف داشتهاند، افزودند: اين حرکت، گامي اساسي در روند پيشرفت و عدالت است چرا که بيماري اسراف، از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، آسيبها و مشکلات گوناگوني بهوجود آورده و آينده کشور را تهديد ميکند. ايشان صرفهجويي را درست مصرف کردن و مصرف کارآمد و ثمربخش خواندند و افزودند: بايد اعتراف کنيم که عادتها، سنتها و روشهاي غلط، زياده روي در مصرف را بهدنبال آورده و نسبت ميان توليد و مصرف را، به ضرر توليد برهم زده است، بهگونهاي که يک سوم نان توليدي و حداقل يک پنجم آب مصرفي که با آن همه مشکلات و دشواريها تهيه ميشود عملاً به هدر ميرود، متوسط مجموع انرژي مصرفي در ايران ، بيش از 2 برابر متوسط جهاني شده و شاخص شدت انرژي در کشور ما يعني نسبت انرژي مصرف شده به کالاي توليد شده، متاسفانه 8 برابر کشورهاي پيشرفته است.
رهبر انقلاب، اصلاح الگوي مصرف و پرهيز از اسراف را مسألهاي ديني و عقلي برشمردند و در بحث اسراف در سطح ملي و در سطوح مسووليتي به شبکههاي فرسوده انتقال آب و برق، مصارف بي رويه در سازمآنها، سفرهاي بيهوده و نگاه تجملي مسوولان اشاره کردند.
رهبر انقلاب اسلامي در جمع بندي اين بخش از سخنان تاکيد کردند: مقابله با اسراف و صرفه جويي صحيح، با حرف امکانپذير نيست و قواي مقننه و مجريه موظفند با قانونگذاري صحيح و اجرا و پيگيري قاطعانه، الگوي مصرف را از "توليد تا مصرف و باز يافت" اصلاح کنند.
همچنين ايشان در سال جاري در ديدارهاي ديگري که با مسؤولان نظام داشتهاند به اين موضوع و برخي ابعاد آن اشاره کردهاند. از جمله مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي هيأت رييسه و رؤساي كميسيونهاي تخصصي مجلس شوراي اسلامي بر فراهم آوردن زمينههاي اصلاح الگوي مصرف توسط مسؤولان تاكيد كردند.
مقام معظم رهبري معتقدند كه دربحث اصلاح الگوي مصرف نبايد شعاري برخورد كرد بلكه بايد در عمل به اين مهم مبادرت شود.
ايشان عنوان كردند كه فرهنگ سازي در رسيدن به اين هدف از اهميت بالايي برخوردار است.
مقام معظم رهبري بر اصلاح الگوي مصرف به ويژه در بخش آب، كشاورزي و انرژي تاكيد داشتند و معتقد بودند اين بحث طي يك سال بهصورت كامل محقق نميشود و شايد در بعضي زمينهها تا 10 سال به طول انجامد.
با وجود اين، رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره الگوي مصرف و اصلاح آن در سالهاي گذشته نيز تأکيدهايي داشتهاند. که در پيوست کتاب اورده شده است.
2ـ1. مفاهيم
در بحث اصلاح الگوي مصرف با يک مفهوم ترکيبي مواجه هستيم و اگر بخواهيم مفهوم دقيق آن را روشنتر بدانيم لازم است به مفهوم هر يک از اجزاي اين ترکيب توجه کنيم. بر اين اساس در ادامه سه مفهوم الگو، مصرف و اصلاح را توضيح ميدهيم.
1ـ2ـ1. الگو
الگو، در زبان عاميانه فارسي معادل واژه اسوه در زبان عربي است. لغت نامه دهخدا موارد استعمال آن را چنين بيان ميکند:الگو، روبُر، مدل، سرمشق، مقتدا، اسوه، مثال و نمونه (دهخدا، ذيل الگو). مفهوم الگو در موارد بسيار زيادي مانند علم، هنر، رفتار و بسياري از امور مختلف ديگر بهکار ميرود. با اين وجود ميتوان مفهوم دقيق الگو را چنين بيان کرد: الگو عبارتاستاز بيانيكو يا چند واقعيتبههممرتبط، توسطنمادهايمختلفگفتاري، نوشتاري، ترسيمي، فيزيكي و مانند اينها. برای بيان و ارايه الگو به تناسب نوع کاربرد آن از نمادهاي مختلف استفاده ميشود. با اين وجود به بيان ساده الگو يک چارچوب براي انجام يک فعاليت است که براي نشان دادن و بيان اين چارچوب از ابزار مختلفي استفاده ميکنيم. به عنوان مثال ميگوييم حضرت علي (ع) به عنوان تجسم واقعي رفتارهاي اسلامی (و انساني) يک الگو براي همه انسانها است، يا يک نمودار رسم ميکنيم و ميگوييم الگوي گردش کار مطلوب برای يک سازمان (مشخص) است، يا اينکه چارچوبي با استفاده از کلمات برای رفتار مصرفی افراد مبتنی بر آموزههاي اسلامی تعريف ميکنيم که ميگوييم اين الگوي رفتار مصرف کننده مسلمان است. از جهات مختلف ميتوان در باره الگو بحث کرد و ابعاد گوناگون آن را شناخت، اما در اين مجال فرصت توضيح درباره ابعاد و انواع کاربردهاي آن وجود ندارد. فقط به بعضي ابعاد آن اشاره ميکنيم.
در ارايه الگوها با توجه به موضوع و کاربرد آن از نمادهاي مختلف استفاده ميشود. که ميتوان گفت بر اين اساس الگوها انواعي دارند. از جمله در الگويي مانند الگوی خياطي از کاغذ براي نشان دادن الگوي لباس يک فرد استفاده ميشود. در تحليل علمي از نمادهاي رياضي يا نمودار و مانند اينها استفاده ميشود. در يک الگوي موسيقي از نّت استفاده ميشود. در الگوهاي مکانيکي و فيزيکي از ماکت يا طرح نرمافزاري و مانند آن استفاده ميشود. همچنين در ارايه الگوهاي مختلف ديگر نيز متناسب با نوع موضوع و کاربرد آن از ابزارها و نمادهاي مختلف استفاده ميشود.
از جهت فرهنگي و اجتماعي ميتوان الگو را به الگوي عمومي، الگوي تودهاي، الگوي نخبگان و مانند اينها تفکيک کرد. اين تفکيک بر حسب شيوع يک الگوي رفتاري، فکري، اعتقادي و مانند آن در اقشار مختلف جامعه بهکار ميرود.
همچنين بر حسب موضوع الگوها ميتوانند به الگوهاي علمي، هنري، ادبي، رفتاري و مانند اينها تقسيم شود که هر يک به از نظر موضوع کاربرد خاصي دارند.
الگوها ميتوانند از نظر سطح کمال نيز متفاوت باشند: الگوي جامع، زير الگو ـ که بخش (الگوي) کوچکي از يک الگوي بزرگتر است ـ الگوهاي موازي (همسطح)، الگوهاي غير موازي و مانند اينها.
از جهات مختلف ديگري نيز الگوها در علوم، هنرها و مانند اينها بر حسب موضوع، روش، کاربرد و مانند اينها تقسيمبندي ميشوند.[4]
با وجود تعابير مختلف موجود از الگو، منظور از الگو در تعبير اصلاح الگوی مصرف، بيشتر با مفهوم سرمشق و مدل برای اجرا منطبق است. با مفهوم الگو به معناي سرمشق يا مدلي برای اجرا در يک تقسيمبندي کلان، الگوها به الگوهاي مثبت و منفي تقسيم ميشوند که در تعابير مذهبي از الگوهاي مثبت به الگوهاي الهی و از الگوهاي منفي به الگوهاي شيطاني نيز تعبير ميکنيم. قرآن مجيد مؤمنين را به پيروی از الگوهاي الهي توصيه ميکند و آنها را از تبعيت از الگوهاي شيطاني برحذر داشته است. پيروي از الگوها در سعادت و شقاوت انسانها و جوامع نقش بسيار زياد و حياتي دارد و بخش مهمي از آنچه هر فرد ياد ميگيرد و عمل ميکند از طريق الگوها و پذيرش آنها است. بحث الگوپذيري و الگوگيري بحث مفصلي است که در کتابهاي تربيتي تشريح شده است. اما اين نکته نيز شايسته است بيان شود که ما در ساختن الگو ميتوانيم راه سادهتري را طي کنيم و آن هم درصورت وجود استفاه از اسوهها و نمونههاي عملي است که انسانهاي الهي هستند. اشاره به چند نکته در اين زمينه نيز مناسب است.
اول اينکه آيا جوازي برای الگوبرداري از ديگران وجود دارد؟ و اگر وجود دارد، کدامين انسانها و چگونه الگوهايي ميتوانند سرمشق و اسوه عمل برای ما باشند.
قرآن مجيد دو نوع الگو معرفي ميکند: قرآن برخي مردان و زنان را نام ميبرد و به عنوان الگوهاي عيني معرفي ميکند مثل، حضرت رسول خدا (ص) و ابراهيم و بانوان نمونه چون مريم و آسيه که بايد اخلاق و اوصاف آنها را مطالعه کرد تا جهت يا جهات الگوي آنها را بهدست آورد و از آن پيروي کرد.[5] اين نکات هم الگوها را معرفي ميکند و هم خود جوازي برای استفاده از الگوهاي الهي است. برخي الگوهاي قرآن ترسيمي است، يعني قرآن معيارها و اوصاف را معرفي ميکند که ما را به الگوهاي الهي و تشخيص آن از الگوهاي شيطاني راهنمايي ميکند.[6] از طرف ديگر ميتوان الگوهاي معرفي شده از طرف متخصصان صاحب صلاحيت را نيز استفاده کرد. دليل اوليه اين امر قرآني است که پيروي از علما و حکما[7] را راه سعادت دانسته است. البته اين دليل، تنها تقليد، پيروي و الگو بودن افرادي را ميپذيرد که متخصّص، خبره، يا راهنمايي کند عالم و صالح باشند. پيروي از غير اين افراد اشتباه است و ميتوان گفت تقليد کورکورانه است.
دوم اينکه آيا الگوبرداري از ديگران مفيد است؟
تجربيات شخصي و رفتار کودکان و نوجوانان حاکي از الگوپذيري انسان است. ميتوان ادعا کرد که نمودار آموزهها و شکلگيري شخصيت انسانها بيشتر از آن که متأثر از گفتار بزرگان و مربيان باشد، متأثر از رفتار الگوها است که به تقليد آگاهانه و گاهي ناآگاهانه باز ميگردد. الگوپردازي و الگوپذيري يک تبليغ غيرمستقيم و اصلاح بلندمدت است.
سوم اينکه آيا استفاده از الگوهاي فردي لازم و يا مفيد است؟
چون روش الگويي از سادهترين و مؤثرترين شيوههاي تعليم و تربيت و هدايت است، کارشناسان تربيتي به آن اهميت ويژه ميدهند و توصيه به استفاده از آن ميکنند. چنانچه از آيات قرآن استقاده و بيان شد، در مذهب ما نيز به آن توجه شده است. بزرگان ديني نيز به آن توصيه کردهاند. از جمله سيد قطب در اين باره ميگويد: عمليترين و پيروزمندانهترين وسيله تربيت، تربيت کردن با يک نمونه عملي و سرمشق زنده است. بر اين اساس اين شيوه ميتواند مفيد و حتي لازم باشد.
2ـ2ـ1. مصرف، انواع و عوامل مؤثر بر آن
مصرف بهمعناي عام يعني استفاده از كالاها و خدمات براي بهرهمندي از نتايج اين استفاده در اقتصاد كالاها و خدمات بهصورت كلي با دو هدف بهكار گرفته ميشوند:
1. مصرف نهايي كالاها و خدمات خانوار كه با هدف كسب رضايتخاطر انجام ميشود. اين مصرف بهطور عمده توسط خانوارها انجام ميشود. با وجود اين، هزينههاي خدمات و كالاهاي نهايي مصرفي توسط دولت و مؤسسات غيرانتفاعي را نيز دربرميگيرد. براين اساس مصرف نهايي را به مصرف خصوصي و دولتي نيز تقسيم ميكنند. هدف مصرفكننده (خانوار) كسب رضايتخاطر بيشتر است و مقداري از هر كالا يا خدمت را مصرف ميكند كه بيشترين رضايتخاطر را براي او ايجاد كند و هدف دولت يا مؤسسات غيرانتفاعي كسب حداكثر رفاه براي جامعه است.
2. مصرف واسطهاي به استفاده از كالاها و خدمات با هدف انجام توليد كالاها و خدمات نهايي يا واسطهاي ديگر گفته ميشود. به اين نوع كالاها و خدمات، مواد اوليه و مصارف واسطهاي توليد نيز گفته ميشود.
هدف توليدكننده كسب منافع بيشتر است (البته هدف نهايي او نيز كسب رضايتخاطر بيشتر است) و مقداري از منابع را مصرف ميكند كه بيشترين منفعت را براي او ايجاد كند. اغلب در متون درسي رايج، معيار و انگيزه اصلي توليدكننده، سود بيان ميشود، در حاليكه منافع ديگري مانند، قدرت، موقعيت اجتماعي، تسلط، پاداش اخروي، بالندگي جامعه و نظير اينها نيز ابعاد ديگري از اهداف توليدكننده هستند كه بهطور دقيق توليدكنندگان با درجات مختلفي از اهميت بهدنبال همه آنها هستند.
با وجود اينكه مفهوم صحيح و گسترده مصرف شامل دو دسته مصارف ياد شده است، اما در بحث رفتار عاملان اقتصادي در نظريه اقتصاد خرد، بيشتر، مصرف نهايي موضوع بحث رفتار مصرفكننده است و مصرف واسطهاي در بخش توليد در قالب رفتار توليدكننده و با عنوان تقاضاي عوامل توليد مطرح ميشود.
اين نحوه ارايه مباحث بيشتر براي جلوگيري از اشتباه و تداخل مباحث صورت ميگيرد. در حاليكه در كتابهاي اقتصاد كلان بهويژه در بحث حسابهاي ملي بهطور معمول براي تفكيك اين دو بحث از اصطلاحهاي مصارف واسطهاي و مصارف نهايي يا مصرف كالاها و خدمات واسطهاي و مصرف كالاها و خدمات نهايي استفاده ميشود.
اشاره به چند تعريف در اين زمينه ميتواند مكمل بحث باشد:
هزينههاي مصرفي خصوصي: ارزش كالاها و خدماتي كه توسط مصرفكنندگان خصوصي (خانوار و مؤسسات غيرانتفاعي) به مصرف نهايي ميرسد.
هزينههاي مصرفي دولتي: ارزش كالاها و خدماتي كه توسط وزارتخانهها و سازمآنهاي وابسته به دولت به مصرف نهايي ميرسد.
مصرف واسطهاي: ارزش كالاها و خدمات مصرف شده در جريان توليد به استثناي مصرف داراييهاي ثابت.
اين تفكيك بيشتر براي جلوگيري از اشتباه صورت ميگيرد.
عوامل مؤثر بر دو نوع مصرف نهايي خانوار و مصرفي واسطهاي را بيان ميكنيم.
1ـ2ـ2ـ1. عوامل مؤثر بر مصرف نهايي
بهطور كلي مصرف نهايي با هدف كسب رضايتخاطر انجام ميشود. براي انجام اين مصرف، مخارجي صرف ميشود. اين مخارج توسط فرد و خانوار با هدف كسب رضايتخاطر در دنيا و يا در آخرت انجام ميشود. مقدار مصرف كالاها و خدمات به عوامل مختلفي بستگي دارد. بهطور خلاصه برخي از اين عوامل بر رضايتخاطر هر واحد مصرف اثر دارند و برخي نيز بر تعداد مصرف مؤثر هستند. مهمترين عوامل مؤثر به مقدار مصرف يك كالا توسط فرد و خانوار عبارتند از:
1. ايمان،
2. درآمد،
3. قيمت كالا يا خدمت،
4. نوع كالا يا خدمت از لحاظ ضرورت مصرف،
5. قيمت كالاها و خدمات جانشين،
6. قيمت كالاها و خدمات مكمل،
7. تكنولوژي (و كيفيت) كالا يا خدمت،
8. تكنولوژي (و كيفيت) كالا يا خدمت مكمل،
9. تكنولوژي (و كيفيت) كالا يا خدمت جانشين،
10. دسترسي كالا يا خدمت،
11. دسترسي كالاها و خدمات جانشين،
12. دسترسي كالاها و خدمات مكمل،
13. انتظارات از آينده،
14. سليقه مصرفكننده،
15. موقعيت اجتماعي و فردي مصرفكننده،
16. زمان، مكان و ساير شرايط،
17. مصرف ديگران و نظير اينها،
هر يك از اين عوامل ابعاد مختلفي دارد كه در كتابهاي پايهاي اقتصاد به آنها اشاره شده است.
بهعنوان مثال در بحث درآمد، درآمد مطلق، درآمد كل دورههاي زندگي، درآمد نسبي در مقايسه با جامعه، درآمدهاي انتظاري و مانند آن مطرح هستند. همچنين مقدار و تغييرات ساير عوامل ياد شده نيز در نحوه اثرگذاري درآمد مؤثر هستند يا هنگامي كه بحث از اثر قيمت بر مقدار مصرف يك كالا ميشود. عواملي همچون قيمت نسبي، كشش قيمتي و نظير اينها در نحوه اثرگذاري (مثبت يا منفي) بسيار مهم هستند. ساير عوامل نيز مانند اينها است.
ميتوان مجموع عوامل ياد شده را به 4 دسته تفكيك كرد:
1. شرايط و ويژگيهاي مصرفكننده،
2. شرايط و ويژگيهاي كالا يا خدمت،
3. شرايط و ويژگيهاي ساير كالاها و خدمات،
4. ساير عوامل.
دسته اول عوامل به مصرفكننده بازميگردد. اما دسته دوم و سوم به كالاها و خدمات موجود در بازار بستگي دارد كه به توليدكنندگان يا مقررات و سياستهاي اقتصادي موجود در جامعه بازميگردد.
بخشي از مصرف نهايي نيز توسط دولت (به معناي عام) انجام ميشود كه به سياستهاي يارانهاي، حمايتي و نظير آن بستگي دارد. بهطور كلي اين سياستها براي تغيير شرايط و ويژگيهاي كالاها و خدمات توليدي، وارداتي، مصرفي و نظير اينها اعمال ميشود كه از آن طريق نيز بر مصرف نهايي تأثير دارد.
2ـ2ـ2ـ1. عوامل مؤثر بر مصرف واسطهاي
چنانچه اشاره شد بهكارگيري مواد اوليه توليد را نيز مصرف منابع در بخش توليد مينامند. درباره اين مصرف مباحث گستردهتر است. ميتوان اين مباحث را در زمينه مصرف بهينه عوامل به سه بخش تقسيم كرد:
1. مباحث مربوط به سرمايه، نيروي كار و دانش فني كه مباحث آن در نظريه تابع (منحني) امكانات توليد مطرح ميشود.
2. استفاده از مواد اوليه كه موضوع مصرف واسطهاي يا تقاضاي مواد اوليه توسط توليدكننده است،
3. كيفيت و كميت محصول توليدي كه به عوامل بسيار مختلفي بهويژه شرايط بازار فناوريهاي توليد بستگي دارد.
با اينحال ميتوان موضوع اثر سرمايه، نيروي كار و دانش فني بر توليد را در بحث تابع امكانات توليد در كتابهاي اقتصاد خرد پيگيري كرد. در اين بحث موجودي سرمايه، موجودي نيروي كار و سطح دانش فني براي توليدات در مقدار توان كمي و كيفي جامعه مؤثر هستند. هر تركيبي از سرمايه، نيروي كار و دانش فني، كميت و كيفيت خاصي از توليدات را فراهم ميكند. اگر اين منابع به مقدار زيادي در جامعه وجود داشته باشد، توليدات جامعه از نظر كمي و كيفي ميتواند بسيار زياد باشد. به اختصار به هر يك اشاره ميكنيم.
اگر سرمايه در تملك جامعه زياد باشد جامعه ميتواند كالاهاي سرمايهبر را بيشتر توليد كند. اگر جامعه فاقد سرمايه باشد نميتواند بسياري از توليدات را انجام دهد و در بعضي موارد توليدات آن فاقد استاندارد و ويژگيهاي يك محصول مناسب خواهند بود كه مصرف را تحت تأثير قرار ميدهد. وجود نيروي انساني نيز مانند سرمايه است با اين تفاوت كه سرمايه آسانتر ميتواند جايگزين نيروي انساني شود. با اين حال، كيفيت نيروي انساني در كيفيت توليد بسيار مؤثر است و بيشك كيفيت و كميت محصول در دسترس مردم به صورت مشخص بر مصرف جامعه اثر زيادي دارد.
امروزه دانش فني از اصليترين منابع توليد است، بهطوري كه درصورت فقدان دانش فني براي توليد يك محصول، نميتوان آن محصول را در حد استاندارد توليد كرد. همچنين فرايند اين توليد نيز كارايي لازم را نخواهند داشت. امروزه بخش قابل توجهي از مشكلات كالاهاي مصرفي و مواد اوليه ناشي از پايين بودن سطح دانش فني است. البته توليد بسياري از كالاها بدون دانش فني امكانپذير نيست. با اينحال سطح كيفي و كمي اين محصولات توليدي بهشدت بر نحوه مصرف آنها مؤثر واقع خواهد شد و الگوي مصرف را تحت تأثير قرار ميدهد. تركيب اين عوامل بر نوع، مقدار و نحوه استفاده از مصرف واسطهاي (مواد اوليه) در فرايند توليد نيز مؤثر است. بر اين اساس اين تركيب هم ميتواند الگوي مصرف خانوار و دولت و هم الگوي مصرف واسطهاي (مواد اوليه) و ساير منابع را در فرايند توليد تحت تأثير قرار دهد.
استفاده از مواد اوليه از دو جهت مرتبط با موضوع الگوي مصرف است. يكي بحث استفاده از مواد اوليه در فرايند توليد است كه بايد به سمت استفاده بهينه و كارا از آن رفت و ديگري محصولي است كه از اين مواد اوليه با توجه به كيفيت و كميت آنها بهدست ميآيد. اگر اين مواد فاقد كيفيت لازم باشند كارايي اندكي خواهند داشت و همچنين محصول توليدي با آن موجب اختلال و ناكارايي مصرف نهايي (يا واسطهاي مراحل بعد) ميشود. كيفيت محصول توليدي بر نحوه و مقدار مصرف خود كالا و كالاهاي مكمل و جانشين آن بسيار مؤثر است. اگر يك كالا ناكارا باشد (مانند اتومبيلهاي توليدي كشور) باعث اتلاف آن كالا و كالاهاي مكمل (مانند بنزين) ميشود. همچنين عمر مفيد كالاهاي كمكيفيت، كم خواهد بود. اين حالتها مصرف را از مسير اصلي و بهينه منحرف ميكند و آن را خارج از الگوي مناسب مصرف قرار ميدهد. اگر يك كالا كيفيت بهتري داشته باشد (مانند لامپهاي كممصرف استاندارد) هم عمر طولانيدارد و هم باعث كمتر شدن هزينه مصرف كالاهاي مكمل (مانند برق) و جانشين (مانند لامپهاي معمولي) ميشود.
كميت محصول توليدي نيز ميتواند شرايط دسترسي و قيمت كالاها را تحت تأثير قرار دهد و از آن طريق بر مقدار مصرف مؤثر واقع شود....