نتايج حاصل از مطالعات نظری و میدانی در حوزة اغتشاشات شهری در ایران نشان میدهد خشونتگرایی معترضان و سایر افراد حاضر در صحنه، نقش تعیینکنندهای در بروز و توسعة ناآرامیهای شهری و مدیریت آن دارد و این عامل میتواند پدیدة طبیعی رفتارهای جمعی اعتراضآمیز را به سمت یک بحران جدّی امنیتی سوق دهد.
این مقاله به منظور ارائة راهکارهای علمی و کاربردی در مدیریت وکنترل خشونتگرایی افراد در صحنة اغتشاشات شهری، با رویکردی روانشناختی به بررسی پدیدة رفتارهای جمعی اعتراضآمیز میپردازد و به منظور ارائة روشهای تأثیرگذاری بر خشونتگرایی معترضان و سایر افراد حاضر در صحنه، ابتدا مفاهیم مطرح در این زمینه و دیدگاههای موجود در طبقهبندی این پدیده را مرور میکند و پس از ارائة تحلیلهای مرتبط با علل خشونتگرایی اغتشاشگران و بحث در زمینة ابعاد روانشناختی مقابله و تأثیرگذاری بر جمعیت اغتشاشگر، به ارائة پیشنهادهای کاربردی در این زمینه میپردازد.
در دنياي امروز از «اقناع» (متقاعد سازي) به عنوان يکي از کليديترين مؤلّفههاي «قدرت نرم» و «نفوذ اجتماعي» ياد ميشود؛ زيرا از اين طريق ميتوان نظرات و ارادة خود را بدون بهرهگيري از زور و تطميع بر ديگران تحميل کرد و نظرات، نگرشها و رفتارهاي آنان را دستخوش تغيير قرار داد. اهميت اقناع در روابط اجتماعي، اعم از روابط بين فردي و روابط درون و برون گروهي و حتي در روابط سياسي و ديپلماتيک، موجب شده در چند دهة گذشته چندين مدل و نظريه پيرامون اين پديدة انساني ارائه شود. مدل هاولند يکي از نخستين و البته پر استفادهترين اين مدلهاست. اهميت اين مدل از آن روست که تمامي عناصر يک ارتباط را مطمع نظر قرار ميدهد و ويژگيها و مؤلّفههاي هر يک را نمايان ميسازد. افزون بر مدل هاولند، چند مدل ديگر نيز به بحث پيرامون اقناع و مجابسازي پرداختهاند. اين مدلها به ويژه به سبب برخورداري از پشتوانة پژوهشي متقن و پرشمول، از غناي نظري و علمي فزونتري برخوردارند که از ميان آنها مدل ناهماهنگي شناختي و مدل احتمال بسط از اشتهار بيشتري برخوردارند.