بررسی ابعاد روان شناختی خشونت گرایی جمعیت اغتشاشگر و روشهای تأثیر گذاری بر آن
نويسنده: دکتر رضا شریفی
چکیده :
نتايج حاصل از مطالعات نظری و میدانی در حوزة اغتشاشات شهری در ایران نشان میدهد خشونتگرایی معترضان و سایر افراد حاضر در صحنه، نقش تعیینکنندهای در بروز و توسعة ناآرامیهای شهری و مدیریت آن دارد و این عامل میتواند پدیدة طبیعی رفتارهای جمعی اعتراضآمیز را به سمت یک بحران جدّی امنیتی سوق دهد.
این مقاله به منظور ارائة راهکارهای علمی و کاربردی در مدیریت وکنترل خشونتگرایی افراد در صحنة اغتشاشات شهری، با رویکردی روانشناختی به بررسی پدیدة رفتارهای جمعی اعتراضآمیز میپردازد و به منظور ارائة روشهای تأثیرگذاری بر خشونتگرایی معترضان و سایر افراد حاضر در صحنه، ابتدا مفاهیم مطرح در این زمینه و دیدگاههای موجود در طبقهبندی این پدیده را مرور میکند و پس از ارائة تحلیلهای مرتبط با علل خشونتگرایی اغتشاشگران و بحث در زمینة ابعاد روانشناختی مقابله و تأثیرگذاری بر جمعیت اغتشاشگر، به ارائة پیشنهادهای کاربردی در این زمینه میپردازد.
شرح :
بیان مسئله
موضوع ناآرامي و اغتشاشات شهري و به تبع آن نحوة كنترل اين پديده، از جمله مسائلي است كه در پي تغييرات سياسي اجتماعي پس از جنگ تحميلي و به ويژه با بروز حوادثي مثل ناآراميهاي شهري در مشهد، شيراز و... براي مسئولان نظام جمهوري اسلامي ايران اهميت خاصي پيدا کرد و از آن پس تلاشهايي از سوي نظام براي تقويت سيستمهاي امنيتي و انتظامي كشور به عنوان منابع كنترل اجتماعي پديدة ناآرامي و اغتشاشات شهري صورت گرفت و وقوع حوادث مشابه بعدي به اهميت اين موضوع افزود. بعد از حادثة كوي دانشگاه تهران در 18 تير 1378و ناآراميهاي خرداد 1382 تهران، ناآراميهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری 1388 از جمله اغتشاشات مهم كشور محسوب ميشود كه به طور جدّي سيستم امنيتي و سیاسی كشور را به چالش كشيد.
درك عمومي از ماهيت پديدة ناآراميها و اغتشاشات شهري در نظام جمهوري اسلامي نشان میدهد صرف نظر از بدرفتاریهای گروهها و جناحهای سیاسی خاص و اشتباهات برخی خواص در حوادث و چالشهای انقلاب اسلامی، ماهيت پديدة ناآراميهاي شهري و رفتارهاي معترضان در نظام جمهوري اسلامي، حداقل از سوي مردم و به ویژه جوانان، فاقد سوگيريهاي براندازانه است و بيشتر مبيّن نوعي اعتراض و ابراز وجود براي دستيابي به اهداف سیاسی، صنفي يا معيشتي – اجتماعي، متناسب با تلقّی احساس ناكامی در آنهاست. اما ساير عوامل مخل، مثل رسانههاي بيگانه يا گروههاي سياسي داخلي، در اين ميان دخالت کرده و بر پيچيدگي صحنه و دشواري كنترل اغتشاشات شهري ميافزايند. از سوی دیگر با وجود دشمنيهاي ديرينه و مستمر آمريكا و رژیم صهیونیستی عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران (و به تبع آنان همراهی فعال برخی دولتها به ویژه انگلیس و فرانسه) به نظر ميرسد بيشترين سوگيري آنها متوجه تحريك و فعالسازي كنشهاي اعتراضآميز جمعي عليه اين نظام است و بدين وسيله راهبرد تحوّل از درون را پيگيري ميکنند. لذا به نظر ميرسد دستگاههاي امنيتي و انتظامی جمهوري اسلامي ايران همواره در معرض شرايط مشابه ناآراميهاي اخیر قرار دارند و از آنجا که برخورد با اين گونه جمعيتها در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران امری بسیار پیچیدهتر و مستلزم صرف حداقل هزينههاي سياسي- اجتماعي، اتخاذ مناسبترین شيوهها و در عين حال رعايت اصول ارزشي و اخلاقي توسط عوامل عملياتي است، توفیق در این امر نیازمند شناخت وآگاهی دقیقتر از ماهيت رفتاری معترضان و ویژگیهای روانشناختی (و جامعهشناختی) آنان به عنوان جمعيت هدف در کنترل میدانی ناآرامیهاست.