دکتر حجت‌الله ایزدی [1]
 
چكیده
 
راهبرد امر به معروف و نهی از منكر می‌تواند مهم‌ترین، عام‌ترین و مؤثّر‌ترین نسبت بین قیام امام حسین(ع) و بسیج باشد؛ زیرا امر به معروف و نهی از منكر، تنها واجب مشترك بین خداوند، پیامبران، ائمه و مؤمنان است. این فریضه را می‌توان به عنوان راهبردی محوری كه سبب حیات و بالندگی دیگر فرایض و اصل دین می‌شود، محسوب كرد. امام خامنه‌ای امر به معروف و نهی از منکر را یک واجب عمومی دانسته که در این میدان، بسیجیان باید پیشقدم باشند و این وظیفة بزرگ را بر دوش بگیرند.
 
در این مقاله، راهبرد امر به معروف و نهی از منكر در سیرة امام حسین(ع)بررسی شده و به ویژگی‌های عام و خاص و تكالیف عالمان جامعة اسلامی توجه شده است؛ زیرا امام حسین(ع) تأکید ویژه‌ای بر تعهد عالمان دینی در انجام امر به معروف و نهی از منکر دارند. در نهایت، این امر در سیرة عملی امام حسین‌(ع) در دوره‌های مختلف زندگی‌شان و قیام عاشورا به عنوان جدّی‌ترین و آخرین مرحلة تكلیف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیج تنها زمانی انطباق كامل با فرهنگ حسینی‌(ع) پیدا می‌كند كه از این حیث خود را بازتعریف کند. در این مقاله، اطلاعات موجود در فرمایشهای امام حسین(ع) در خصوص امر به معروف و نهی از منکر گردآوری و به فراخور بحث، چگونگی ارتباط آنها با وظایف و مسئولیتهای بسیج با تأکید بر رهنمودهای امام خامنه‌ای آورده شده است.
 
واژگان كلیدی: بسیج، عاشورا، امام حسین(ع)، امر به معروف و نهی از منكر.
 
 
 
 
مقدمه
 
راهبرد امر به معروف و نهی از منكر بر خلاف جایگاه رفیع و بی‌مثالش در آموزه‌‌های دینی، در طول تاریخ كمتر مورد توجه و اهتمام حقیقی جوامع اسلامی قرار گرفته است. از این رو، چون امام حسین‌(ع) با أنكر منكرات؛ یعنی بدترین منکرات (حكومت بنی‌امیه و به خصوص یزید) مواجه می‌شود، به دلیل اهتمام به امر به معروف و نهی از منكر هزینه‌های سنگین عاشورایی را متحمّل می‌شود. البته این مهم در طول زندگی پر بركت آن حضرت، دارای جایگاهی راهبردی است كه ذیل آن بسیاری از آموزه‌های سیره‌اش قابل تبیین است. بدون تردید سازمان بسیج مستضعفین اكنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند احیای این راهبرد حیاتبخش است. از این جهت، به جای بسیج، در این موضوع بر سازمان بسیج مستضعفین تصریح شده که تعیین راهبرد کاری مدیریتی و سازمانی است. تبیین درست این فریضۀ محوری بر مبنای سیرة امام حسین‌(ع)، می‌تواند کمک مؤثّری برای تعریف وظایف فرهنگی و سیاسی سازمان بسیج باشد. قطعاً اگر این رویكرد مورد توجه قرار بگیرد، به انجام پژوهشهای وسیعی برای فراهم کردن امکان عملی شدن آن نیاز است. در این مقاله كوشش شده است تا امر به معروف و نهی از منكر به عنوان موضوعی فراتر از سنخ فرایض، بلكه به عنوان راهبردی محوری مطرح شود كه با تعریف درست آن می‌‌توان امكان اجرای همة فرایض و تحقق ارزشهای دینی را انتظار داشت. اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در عاشورا و عاشورایی بودن بسیج می‌تواند بیانگر محوریت این راهبرد در بسیج باشد؛ چنانکه امام خامنه‌ای فرمودند: «بسیج 20 میلیونی انقلاب اسلامی ثابت کرده است که در صراط حسین بن علی(ع) و در صراط عاشورا قدم برمی‌دارد».(نیروی مقاومت...، 1382، ص 65)
 
ماهیت عاشورایی بسیج، جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در قیام امام حسین(ع) و ضرورت امروز جامعه، دلایل سه‌گانه‌ای هستند که ضرورت پرداختن به این بحث را اثبات می‌کنند. از این رو، در این مقام، ضمن تعیین اهمیت و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر، به ابعاد مختلف این موضوع در سیرة عملی و نظری امام حسین(ع) پرداخته، با استناد به بیانات مقام معظم رهبری، ضرورت اهتمام سازمان بسیج به آن را نشان می‌دهیم.
 
اهمیت و جایگاه امر به معروف و نهی از منكر در اسلام
 
فریضة امر به معروف و نهی از منكر تنها فریضة مشترك بین خدای متعال(به تصریح قرآن کریم، خدای متعال نخست خود به آن اقدام کرده، بر خلاف بقیة فرایض که بر بندگانش تکلیف فرموده است)، پیامبران الهی، اولیا و آحاد مردم است. از سوی دیگر، امر به منكر و نهی از معروف، خصلت پلید مشترك بین شیطان و منافقان است.
 
خدای متعال بندگانش را امر به عدل و احسان و واگذاری امانات به اهلش می‌فرماید: «ان الله یأمركم بالعدل و الاحسان»(نحل، آیه 90). همچنین: «ان الله یأمركم ان تؤدّوا الامانات الی اهلها»(نساء، آیه 58)؛ همانا خدای متعال به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش رد کنید.
 
خدای متعال، برترین بندگانش را امر به معروف فرموده است؛ خطاب به پیامبر(ص) امر می‌فرماید: «قل انما امرت ان اعبدالله و لا اشرك به»(رعد، آیه 36)؛ بگو جز این نیست که من مأمورم خدا را پرستش کنم و برای او شریکی قرار ندهم. همچنین آن حضرت را موظّف به امر به معروف می‌كند: «خذ العفو و أمر به العرف و أعرض عن الجاهلین»(اعراف، آیه 199)؛ عفو و گذشت پیشه کن و به کار پسندیده فرمان بده و از نادانان روی برتاب. «وامُر اهلك بالصلواه و اصطبر علیها»(طه، آیه 132)؛ خانواده‌ات را به نماز امر کن و خود با تمام نیرو بر آن شکیبایی کن.
 
همچنین در خصوص مؤمنان می‌فرماید: «ولتكن منكم امهً یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون»(آل عمران، آیه 104)؛ باید از شما گروهی باشند که به کار خیر دعوت کنند و به کار نیک امر کنند و از کار بد بازدارند و آنهایند که رستگارند. «كنتم خیر امهٍ اخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنكر»(آل عمران، آیه 110)؛ شما مسلمانان بهترین گروهی هستید که برای مردم جهان پدیدار شدید به کار پسندیده امر می‌کنید و از کار زشت باز می‌دارید. «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر»(توبه، آیه 71)؛ و مردان و زنان مسلمان، دوست و یاور و سرپرست یکدیگرند، به کار نیک فرمان دهند و از کار زشت باز می‌دارند.
 
در خصوص شیطان می‌فرماید: «الشیطان یعدكم الفقر و یأمركم بالفحشاء»(بقره، آیه 268)؛ شیطان شما را وعدة فقر می‌دهد و شما را به کار زشت (بخل و غیره) امر می‌کند.
 
در خصوص منافقان نیز می‌فرماید: «المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض یأمرون بالمنكر و ینهون عن المعروف»(توبه، آیه 67)؛ مردان و زنان منافق برخی از برخی دیگرند (با هم پیوند اعتقادی و عملی دارند). به کار ناپسند فرمان می‌دهند و از کار پسندیده باز می‌دارند.
 
از آنجا كه امر به معروف و نهی از منكر، فریضة مشترك بین خدای متعال، پیامبران، ائمه و مؤمنان بوده و مرز بین آنان با شیطان و منافقان است، برتری آن نسبت به دیگر فرایض، شكل راهبردی پیدا می‌كند؛ یعنی بر دیگر فرایض، مقدّم و مسلّط است. خدای متعال حیات و برتری امت اسلامی را بر دیگر امم، در گرو همین فریضه می‌داند(آل عمران، آیه 110). امام محمدباقر(ع) می‌فرمایند: «ان الامر با لمعروف و النهی عن المنكر سبیل الانبیاء و منهاج الصلحاء فریضه عظیمه بها تقام الفرایض و تأمن المذاهب و تحلُ المكاسب و تردُّ المظالم و تعمر الارض و تنصف من اعداء و یستقیم الامر»(کلینی، 1365، ج 5، ص 65)؛ به درستی كه امر به معروف و نهی از منكر راه پیامبران و روش صالحان و فریضة بزرگی است كه به وسیله آن، فرایض برپا، راهها امن، درآمدها حلال، مظالم برطرف، زمین آباد، دشمنان ساكت و امر دین استوار می‌شود.
 
پیامبر(ص) می‌فرمایند: «من اَمَرَ با لمعروف و نَهی عن المنكر فهو خلیفه‌الله فی الارض و خلیفه رسوله»(نوری، 1407، ج 12، ص 179)؛ کسی که امر به معروف و نهی از منكر کند، پس خلیفة خدا در زمین و خلیفة پیامبرش است. همچنین فرمودند: «لایزال الناس بخیر ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و تعاونوا علی البرّ و التقوی فاذا لم یفعلوا ذالك نزعت منهم البركات و سلّط بعضهم علی بعض و لم یكن لهم ناصر فی الارض و لا فی السماء»(طوسی، 1365، ج 16، ص 181)؛ تا وقتی كه مردم امر به معروف و نهی از منكر كرده، همكاری در نیكی و تقوا داشته باشند، در راه خیر و خوبی هستند. پس هنگامی كه از امر به معروف و نهی از منكر دست بردارند، همة بركات از آنان گرفته شده و برخی بر برخی دیگر مسلّط شده و هیچ كس از زمین و آسمان به داد آنان نمی‌رسد.
 
امیرالمؤمنین‌(ع) می‌فرمایند: «ما اعمال البر كُلُّها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنكر كنفثهٍ فی بحرٍ لجيٍّ»(نهج‌البلاغه، حكمت 374)؛ تمامی اعمال نیك و جهاد در راه خدا نسبت به امر به معروف و نهی از منكر مانند قطره‌ای است در دریای موّاج و بیكران.
 
از دقت در آیات و احادیث پیش‌گفته، امتیاز جایگاه فریضة امر به معروف و نهی از منکر نسبت به فرایض دیگر روشن شده، می‌توان گفت که نسبت به دیگر فرایض، دارای سطح راهبردی است؛ یعنی دیگر فرایض ذیل این فریضه قرار گرفته و با انجام این فریضه، بقیۀ فرایض نیز انجام خواهد شد. از این جهت امام خامنه‌ای فرمودند: «[بسیج] یک نیروی رزمی محض نیست. یک نیروی مردمی، انسانی، الهی، اخلاقی، عملی، تربیتی و یک مجموعة آماده برای انجام کارهای بزرگ است»(نیروی مقاومت...، 1382، ص 385)و فرمودند: «امروز وظیفة بسیج، حفظ فضای سالم در کشور و منزوی کردن زشتی و آلودگی و غفلت و ریا و نفاق و شرک است»(همان). چنین بیانی از مقام معظم رهبری خطاب به سازمانی که اساساً در میدان جهاد شکل گرفته، نشان‌دهندة تغییر اولویتها در دورة کنونی نسبت به دوران دفاع مقدّس و لزوم توجه جدّی به امر به معروف و نهی از منکر است.
 
 
 
ویژگی امر به معروف و نهی از منكر در سیرۀ نظری امام حسین‌(ع)
 
در این مقاله برای سازماندهی بهتر، بحث سیرة امام حسین(ع) به دو بخش نظری (آنچه در کلام امام آمده) و عملی (آنچه از رفتار امام مشاهده شده) تقسیم شده است.
 
درزیارتروز دوشنبه كه متعلّق به زیارت امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین‌(ع) است، خطاب به سیدالشهداء‌(ع) می‌خوانیم: «اشهد انّك قد اقمت الصلواه و اتیت الزكات و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر و عبدت الله مخلصاً و جاهدت فی‌الله حق جهاده حتی أتیك الیقین»؛ گواهی می‌دهم به درستی که تو نماز را به خوبی به پا داشتی و زکات را پرداختی و امر به معروف و نهی از منکر فرمودی و خدا را با اخلاص بندگی کردی و حق جهاد او را آنچنان که شایسته بود به جا آوردی تا اینکه به درجة یقین رسیدی. این اختصاص امام حسین(ع) بین همة معصومین(ع) به امر به معروف و نهی از منكر نشان‌دهندة این حقیقت بزرگ است كه بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اولویتی كه به لحاظ زمانی در دوران امامت آن حضرت مطرح بوده، مسئلة امر به معروف و نهی از منكر است.
 
در بیان پیامبر(ص) گذشت كه چون امر به معروف و نهی از منكر ترك شود، همة بركات از مردم گرفته شده، گروهی بر آن سلطه پیدا كرده و دادرسی نخواهند داشت. همچنین فرمودند: «اذ لم یأمروا بالمعروف و لم ینهوا عن منكر و لم تتّبعوا اخیار من اهل بیتی سلّط الله علیهم شرارهم فیدعوا عند ذالك خیارهم و لا یستجاب لهم»(شیخ صدوق، 1362، ص 254)؛ چون امر به معروف و نهی از منكر نكرده و برگزیدگان اهل بیت را پیروی نكنند، اشرار آنان بر آنان مسلّط شده، در آن هنگام چون درستکاران آنان دعا كنند، مستجاب نخواهد شد.
 
بارها امیرالمؤمنین(ع) فرموده بودند: به زودی بعد از من زمانی فرا خواهد رسید كه از اسلام جز اسمی و از قرآن جز رسمی باقی نخواهد ماند(نهج‌البلاغه،حكمت 369). به اعتراف همة مورّخان و تحلیلگران، در زمان معاویه، اسلام ناب از جامعه رخت بربست و آنچه ماند، همانی است كه به اسلام اموی (دینی كه وسیله‌ای شده بود برای تسلّط بر مردم، حاكم ساختن فاسقان، به بردگی گرفتن صالحان و به کمترین اتهامی قتل عام کردن آنان) معروف است. مگر نه این است كه قرآن كریم فرمود: شیطان امر به فحشا و منافقان امر به منكر و نهی از معروف می‌كنند؟ هنگامی كه چنین قومی بر جامعه حاكم شوند، طبیعی است كه همة امكانات و قدرت سیاسی جامعه، در خدمت گسترش منكرات و پیشگیری از خوبی‌ها قرار خواهد گرفت.
 
پس در زمان امام حسین(ع) نیز اسلام، قرآن، سنّت پیامبر(ص) و سیرة امیرالمؤمنین‌(ع) از جامعه رخت بربسته بود؛ زیرا منافقان حاكم شده و امر به معروف و نهی از منكر واژگونه شده بود.
 
امام حسین(ع) فرمودند: «و قد سمعت رسول‌الله یقول الخلافه محرمه علی آل ابی سفیان و علی الطّلقاء ماذا رأیتم معاویه علی منبریفَأَبقروا بطنه فوالله لقد راهُ اهل المدینه علی منبر جدی فلم یفعلوا ما أمروا فابتلاهم الله بابنه یزید زاده الله فی النار عذاباً»(ابن طاووس، 1384، ص 20)؛ از پیامبر خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود خلافت بر آل ابوسفیان و بر آزادشدگان حرام است. هر گاه معاویه را بر منبر من دیدید، شکمش را پاره کنید. به خدا مردم مدینه او را بر منبر جدّم دیدند و به آنچه امر شده بودند عمل نکردند. پس خدا آنان را به فرزندش یزید که خدا بر عذابش در جهنم بیفزاید، مبتلا کرد.
 
آن حضرت هنگام خروج از مدینه فرمودند: «اللهم اِنَّ هذا قبر نبيّك محمد(ص) و انا ابن بنت محمدٍ فقد حضرنی من الامر ما قد علمت اللهم انی احبّ المعروف وأكراه المنكر ا نا أسألک یا ذالجلال والاكرام بحق هذا القبر و من فیه اخترت من امری هذا ما هو لك رضيً»(مجلسی، 1404، ج ؟[M1] ، ص 328)؛ پروردگارا به درستی كه این قبر پیامبرت محمد(ص) است و من فرزند دخترش هستم. اکنون شرایطی برای من پیش آمده كه خود می‌دانی. پروردگارا! من معروف را دوست دارم و از منكر بیزارم. ای پروردگار كریم، به حق این قبر و آن كه در آن آرمیده، از تو می‌خواهم آنچه خیر در آن است برایم پیش بیاید.
 
از این رو، امام حسین(ع) همت خویش را به عنوان یك نقطة عطف، بر گسترش امر به معروف و نهی از منكر گذاشتند. به دلیل وضعیت خاص زمانی كه با ترویج عقاید مرجئه[2] و جبرگرایی، كاملاً مردم را از مسئولیت امر به معروف و نهی از منكر رها ساخته بودند، لذا از راهبردهای اصلی امام حسین‌(ع)، نه تنها در قیام عاشورا، بلكه در طول حیات پربركتشان، اهتمام به این امر عظیم قرار می‌گیرد. چون در دوران معاویه و یزید همة خطوط قرمز زیر پا گذاشته شد، اهتمام آن حضرت به امر به معروف و نهی از منكر بیشتر و جدّی ترشد و در نهایت، مصیبتهای عاشورا هزینه‌ای بود كه برای تعهد به همین امر پذیرا شدند.
 
راهنمایی عمومی حضرت در خصوص امر به معروف و نهی از منكر
 
علاوه بر اقدامات فردی امام حسین(ع) در طول حیاتشان كه با راهبرد فریضة امر به معروف و نهی از منكر قابل تعریف است، آن حضرت برای گسترش فرهنگ امر به معروف و نهی از منكر نیز تعالیم و دستورهای بسیار كاربردی و مؤثّری داشته‌اند.
 
ایشان خطاب به عموم مردم می‌فرمودند: «صاحب الامر بالمعروف یحتاج الی ان یكون عالماً بالحلال والحرام فارغاً من خاصّه نفسه ناصحاً للخلق رحیماً رفیقاً بهم و داعی اَلهم باللطف حسن البیان عارفاً بتفاوت اخلاقهم بصیراً بمكر النفس لا یكافیهم و لا یشکوا منهم و لا یستعمل الحمیه و لا یغتاظ لنفسه»(مجلسی، 1404، ج 97، ص 83)؛ امر كننده به معروف باید به حلال و حرام عالم باشد. از قید نفس خود رها شده باشد. خیرخواه مردم باشد. با آنان مهربان و اهل مدارا باشد. با لطف آنها را به معروف دعوت كند. بیانش زیبا باشد. به تفاوت اخلاق مردم آگاه باشد. به كید‌های نفس آشنا باشد. به آنان سخت نگیرد. از آنان شكایت نكند. با تعصب با آنان برخورد نكند. بر آنان خشم نگیرد.
 
از آنجا که امام خامنه‌ای فرمودند: «مسئلة امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز یاد گرفتنی است»(نیروی مقاومت...، 1382، ص 63)، بجاست که بر تک‌تک کلیدواژه‌های موجود در فرمایش امام حسین(ع) برای آموزش و فرهنگ‌سازی در بسیج، کارهای علمی، تفسیری، اخلاقی و روان‌شناختی انجام شود.
 
همچنین فرمودند: «انگیزه‌هایتان را که همان انگیزۀ الهی است، حفظ کنید و افکارتان را عمق بدهید. ارتباطات محبت‌آمیز و برادرانه و صمیمانه را میان آحاد ملت تا آنجا که در توان شماست، مستحکم کنید. هوشیاری را زیاد کنید. استواری و ثبات جامعه را حفظ کنید. در راه هدفها و سیاستهای اعلام شدة کشور در هر جا که هستید، تلاش کنید. انضباط و نظم اجتماعی را پاسداری کنید. نیروی مؤمن و حزب‌اللهی کشور! باید پرچم انضباط اجتماعی، پرچم رعایت حدود و موازین، پرچم همة ارزشها را در دست داشته باشید. با فقر هم شما باید مبارزه کنید. با بی‌عدالتی هم شما باید مبارزه کنید. با فساد و فحشا هم شما باید مبارزه کنید. با بی‌قانونی و بی‌نظمی هم شما باید مبارزه کنید»(همان ص 227). قطعاً عمل به همة آنچه امام خامنه‌ای در عرصه‌های مختلف اجتماعی از بسیج انتظار دارند، نیازمند شناخت، علم و ظرفیتهای اخلاقی است که باید طبق برنامه‌های آموزشی و تربیتی در سطوح مختلف بسیج ایجاد شود.
 
راهنمایی امام‌(ع) به یاران خاص
 
امام حسین‌(ع)در خصوص یاران خاص خود و كسانی كه از آن حضرت می‌خواستند بر ضد بنی‌امیه دست به قیام بزند، رهنمود‌هایی دقیق داشتند؛ زیرا بزرگان از زاهدان و دانشمندان، همچون: حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی و افراد دیگر را به اتهام و جرم علوی بودن به شهادت می‌رساندند. از این رو، وقتی برخی از مردم كوفه نامه نوشتند و از آن حضرت خواهان اقدامی مؤثّر شدند، امام چنین پاسخ دادند: «انی لأَرجو أَن یكون رأيُ اخی رحمه الله فی الموادعه. و رأیی فی الجهاد الظلمه و رشداً و سداداً فاُلصقوا بالارض و اخفوا الشخص واكتموا الهوی واحترسوا من الأظاء مَادام ابن هند حيّاً فان یحدثُ بهِ حَدَثاً و أنا حَيّ یأتكم رأیی ان‌شاءالله»(مجلسی، 1404، ج 27، ص 303)؛ من امیدوارم كه نظر برادرم كه رحمت خدا بر او باد رعایت شود. رأی من، در جهاد با ستمگران و پیشرفت و استواری است. پس فعلاً تا هنگامی كه پسر هند زنده است، به زمین بچسبید و خود را پنهان كنید و گرایشهای سیاسی خویش را آشكار نكرده و از آفتابی شدن بپرهیزید. اگر او مُرد و من زنده بودم، به خواست خدا نظرم را خواهم گفت.
 
این نکته بیانگر آن است که امر به معروف و نهی از منکر در شرایط مختلف قابل بحث است. اما چون یزید حاکم می‌شود، دیگر امام حسین(ع) سکوت را جایز نمی‌دانند. اکنون شرایط جامعه به برکت رهبری امام خمینی(ره) و پیروزی انقلاب اسلامی متحوّل شده است و امکان عمل به این فریضه را فراهم کرده‌اند. از این رو، خواص بسیجی مانند روحانیون، استادان و دانشجویان، باید با شرایط جدید بازخوانی شود. امام خامنه‌ای فرمودند: «امر به معروف و نهی از منکر یک واجب عمومی است؛ اما در این میدان هم شما (بسیجیان) باید پیشقدم باشید و وظیفۀ بزرگ را بر دوش بگیرید؛ "ولتکن منکم امّه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر"؛ آن امت در میان جامعة اسلامی، شما هستید. بسیج یک ذخیرة تمام نشدنی برای انقلاب اسلامی است؛ باید این ذخیره را روزبه‌روز بیشتر کنید».(نیروی مقاومت، 1382، ص 96)
 
خوشبختانه تفاوت امروز ما با عهد امام حسین(ع) در این است که اکنون ولیّ فقیه بر جامعه حاکم است و در نظام اسلامی نیاز به صبر و انتظار نیست، بلکه با تبیین درست مسائل و وظایف می‌توان به تعالی جامعة اسلامی کمک کرد.
 
حمایت از فعالان امر به معروف و نهی از منکر
 
حضرت نسبت به كسانی كه به دلیل امر به معروف و نهی از منكر مورد اذیت و آزار حكومت قرار می‌گرفتند، موضع حمایتی داشتند. زمانی که قهرمان امر به معروف و نهی از منكر، حضرت ابوذر(س) در حال اعزام به محل تبعید خود بود، با وجود بخشنامة حكومتی كه همگان را از بدرقة ابوذر منع و مروان را در رأس عده‌ای مأمور اجرای این بخشنامه كرده بود، امیرالمؤمنین‌(ع) همراه امام حسن‌(ع) و امام حسین(ع) و عمار یاسر، با بی‌اعتنایی به بخشنامه و درگیری با مروان، ابوذر را بدرقه فرمودند. امام حسین‌(ع) علاوه بر بدرقه، در سخنانی بلیغ به تأیید ابوذر و نقد عثمان و آل‌امیه پرداختند و چنین فرمودند: «یا عمّاه ان الله تعالی قادر ان یغیّر ما قد تری والله كُلَّ یوم فی شأن و قد منعتهم القوم دنیاهم و منعتهم دینك فما اغناك عما منعوك و احوجهم الی ما منعتهم و إسأل الله الصبر و النصر و اِستعذ به من الجشع و الجزع فان الصبر من الدین والكرم و ان الجشع لا یقدم رزقاً و الجزع یا یؤخَّرُ أجَلاً»(مجلسی، 1404، ج 22، ص 411)؛ ‌ای عمو! خدای متعال به تغییر آنچه می‌بینی، تواناست و خدا همواره در كار است. این مردم شما را از دنیاشان منع كردند و شما آنان را از بی‌دینی بر حذر داشتی، تو از آنچه از تو بازداشتند بی‌نیازی و آنها به آنچه آنان را بازداشتی، بسیار نیازمندند. از خدا صبر و پیروزی بخواه و از حرص و ناشكیبایی به او پناه ببر. صبر در دین، بزرگواری است و حرص، باعث زودتر به دست آوردن رزق نمی‌شود و بیتابی، مرگ را عقب نمی‌اندازد.
 
در زمان معاویه نیز همواره در مجالس رسمی که با شرکت معاویه تشکیل می‌شد، با صراحت به رفتار او نسبت به شهادت حجر و یارانش و عمرو بن حمق و دیگر كسانی كه به دلیل امر به معروف و نهی از منكر به شهادت رسیده بودند، اعتراض می‌فرمودند.
 
امام خامنه‌ای فرمودند: «باید همة دستگاه حکومت ما از امر به معروف و نهی از منکر دفاع کند. این وظیفه است»(نیروی مقاومت...، 1382، ص 71). «مأمورین و مسئولین، مگر می‌توانند امر به معروف و نهی از منکر را با دیگران مساوی قرار دهند؟ چه برسد به اینکه نقطة مقابل او را تأیید کنند».(همان، ص 72)
 
علمای دینی؛ مخاطبان اصلی امام حسین‌(ع) در امر به معروف و نهی از منكر
 
دستگاه تبلیغاتی بنی‌امیه- به خصوص در سالهای آخر عمر معاویه- دست به تبلیغات وسیعی برای توجیه افكار عمومی و منزوی كردن اهل بیت(ع) زدند. آنان كانون تبلیغات خود را در مدینه و مكه قرار دادند. از این رو، امام حسین(ع) در این روزگار (سال 58 ق)، بزرگان و دانشمندان جهان اسلام را در منی گرد آوردند و مسئولیت خطیر امر به معروف و نهی از منكر را یادآوری فرمودند. آن حضرت به نقش علما در این مهم و جایگاهی كه در جامعه داشتند تأكید و مسئولیت عواقب همة آنچه در جامعه در حال وقوع است و آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد را متوجه آنان ساختند.
 
نخست، ویژگی‌های منحصر به فرد اهل بیت(ع) و امیرالمؤمنین(ع) را از دیدگاه قرآن و سنّت به تفصیل به آنان یادآوری فرمودند و آنگاه هشدار دادند كه: ای مردم! عبرت بگیرید و پند بیاموزید از آنچه خدا دوستان خود را با سرزنش كردن علمای یهود پند داده است؛آنجا كه می‌فرماید: «لولا ینهاهم الربانیّون و الاحبار عن قولهم الاثم»(مائده، آیه 62)؛ چرا خداشناسان و بزرگان، آنها را از ناسزا گفتن و حرام خوردنشان منع نمی‌كنند و فرمود: «لعن الذین کفروا من بنی‌اسرائیل لبئس ما کانوا یفعلون»(مائده، آیه 78)؛ از بنی‌اسرائیل آنان كه به كفر گراییدند، لعنت شده‌اند. تا آنجا كه فرمود: و چه بد بود اعمالی كه انجام می‌دادند. چرا خداوند آنان را سرزنش می‌كند؟ برای اینكه آنان ستمگران را می‌دیدند كه ستم روا می‌دارند و فساد برمی‌انگیزند، ولی آنان را نهی نمی‌كردند تا توسط ستمگران به نوایی برسند و از گزند آنان در امان باشند؛ در حالی كه خداوند می‌فرماید: «فلا تخشوا الناس و أخشون»(مائده، آیه 44)؛ از مردم نهراسید، فقط از من بیمناك باشید. و می‌فرماید: «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر»(توبه، آیه 77)؛ مردان و زنان مؤمن، دوستداران یكدیگرند و به معروف امر می‌كنند و از منكر بازمی‌دارند.
 
خداوند در آیة اخیر، امر به معروف و نهی از منكر را اولین فریضه قرار داده؛ زیرا اگر به انجام آن اقدام شود، تمام فرایض، چه آسان و چه دشوار، عمل می‌شود. علاوه بر این، امر به معروف و نهی از منكر، دعوت كردن به اسلام است، همگامی در طرد ستمگری‌ها و مخالفت با ستمگران و دعوت كردن به تقسیم عادلانة بیت‌المال و غنایم و گرفتن مالیات از چیزهایی كه در اسلام مشخص شده و مصرف آن در جایگاه اصلی خویش است.
 
الف) جایگاه عالمان در جامعه و کوتاهی آنان در امر و نهی: امام حسین(ع) در ادامة خطبه در سال 58 ق می‌فرمایند: شما ای بزرگان كه در علم و دانش پرآوازه‌اید و در خیر و نیكی زبانزد دیگرانید و در نصیحت و پند دادن شهرت دارید و به خاطر خدا در دل مردم شكوه و عظمت دارید كه افراد نیرومند شما را به حساب می‌آورند و ناتوانان شما را گرامی می‌دارند و كسانی خود را بر شما ایثار می‌كنند كه هیچ برتری بر آنان ندارید و آنگاه كه خواسته‌هایشان برآورده نمی‌شود، از شما شفاعت می‌جویند و شما با شكوه پادشاهان و عظمت بزرگان در میان آنان راه می‌روید! این همه احترام و كرنش برای این است كه مردم امید دارند تا شما به احیای حقوق خداوند قیام كنید. اما شما در بیشترین موارد از ادای حق الهی كوتاهی كردید و حقوق ائمه را سبك شمردید. حق ضعیفان و بینوایان را پایمال نمودید. شما آنچه حق خود تصوّر می‌كردید، به ناروا گرفتید؛ ولی در راه خدا نه مالی بخشش كردید و نه جانتان را به مخاطره انداختید و نه از اقوام و خویشانتان برای رضای خدا بریدید. آیا با این اعمال زشت، بهشت خدا و همجواری پیامبران را آرزو دارید و می‌خواهید از عذاب خدا در امان باشید؟
 
ای كسانی كه چنین آرزوهایی را از خدا دارید! می‌ترسم بر شما عذابی از عذابهای خدا نازل شود؛ زیرا شما در پرتو عنایات خدا به مقامی‌ رسیدید كه بر دیگران برتری پیدا كردید. چه بسیارند كسانی كه مورد احترام مردم نیستند، ولی شما در میان بندگانش احترام دارید.
 
شما می‌بینید که پیمانهای الهی در هم شكسته می‌شود، ولی هیچ دم نمی‌زنید و بر هراس نمی‌افتید؛ در حالی كه برای در هم شكستن بعضی از پیمانهای پدرانتان ناله سر می‌دهید. شكسته شدن پیمانهای رسول خدا را نادیده می‌گیرید. كورها، لالها و فلجها در شهر‌ها بی‌سرپرست مانده‌اند و شما نه رحمی بر آنان می‌كنید و نه عملی كه در خور شأنتان باشد انجام می‌دهید و نه قصد انجام آن را دارید. فقط با چاپلوسی و تملّق پیش ستمگران، رفاه و آسایش خویش را می‌جویید. خدا دستور فرموده است از این اعمال پلید جلوگیری شود؛ ولی شما از آن غافلید.(ابن شعبه حرانی، 1404)
 
ب) سلطة ستمگران، نتیجة کوتاهی عالمان: در ادامة خطبه می‌فرمایند: شما مصیبت‌بار‌ترین مردم هستید؛ زیرا از آن مسئولیتها، عالمانه و آگاهانه دست كشیدید و علت همة گرفتاری‌ها آن است كه زمام امور و اجرای احكام باید به دست دانشمندان الهی باشد كه در رعایت حلال و حرام خدا امین هستید. ولی این مقام و منزلت از شما سلب شده است؛ چرا كه از محور حق پراكنده شدید و با وجود دلایل روشن در سنّت پیامبر(ص) اختلاف كردید. اگر به رنجها و آزارها شكیبایی داشتید و سختی‌های راه خدا را تحمّل می‌كردید، اجرای امور دین خدا به دست شما می‌افتاد ولیكن شما ستمگران را در مقام و منزلت خود جایگزین كردید و امور دین را به دست آنان سپردید. و آنان به اشتباه عمل می‌كنند و در شهوات خود گام برمی‌دارند و بر شما مسلّط شدند.(همان)
 
ج) دنیاطلبی عالمان و آثار زیانبار آن: چون شما از مرگ فرار كردید و عاشقانه به زندگی گذرا دل سپردید و ضعیفان و ناتوانان را در دست ستمگران رها ساختید تا برخی را برده و مقهور خود ساختند و برخی را برای لقمه نانی بیچاره و ناتوان كردند. ستمگران در ملك خدا طبق میل و خواستة خود گام برمی‌دارند و با تمایلات خود راه پستی و مذمّت را هموار می‌سازند؛ از اشرار پست‌فطرت پیروی می‌كنند و جسورانه در برابر خدای متعال می‌ایستند. در هر شهری بر فراز منبر گوینده‌ای دارند كه فریاد می‌زنند و با صدای بلند سخن می‌گویند. زمین در تسلّط كامل آنان است و دستشان از این جهت باز و گشوده است. مردم، بردگان آنانند؛ آن‌گونه كه هر دستی بر سر آنان كوبیده شود، قادر به دفاع نیستند.(همان، ص167)
 
د) حاکمیت جباران و وظیفة امام: گروهی از جبّاران كینه‌توز سخت بر بینوایان چیره گشته‌اند و گروهی فرمانروایانی هستند كه نه خدا را می‌شناسند و نه روز معاد را باور دارند. در شگفتم! چرا در شگفت نباشم؟! كه زمین را مردی حیله‌گر و مكّار و فردی تیره‌روز تصرّف كرده و بار مسئولیت مؤمنین را كسی بر دوش كشیده كه هرگز به آنان رحم نمی‌كند. خدا در این نزاعی كه بین ما و او در گرفته، بهترین حاكم است و در نبرد ما با او، قضاوت خواهد كرد.(همان)
 
در پایان خطبة منی آن حضرت به عالمان جهان اسلام چنین اتمام حجت فرمودند: پروردگارا به درستی که تو می‌دانی آنچه ما انجام می‌دهیم، رقابت برای سلطنت یا به دست آوردن دنیایی ناچیز نیست، بلكه برای آن است كه نشانه‌های دین آشكار شود و در شهر‌های تو اصلاح صورت پذیرد و بندگان مظلومت احساس امنیت كنند. به واجبات و احكام و سنّتها عمل شود. پس اگر دربارة ما به انصاف رفتار نكرده و ما را یاری نكنید، ستمگران بر شما قدرت یافته، در خاموش ساختن نور پیامبرتان می‌كوشند. خدا ما را كافی است؛ بر او توكّل می‌كنیم، به سوی او انابه می‌كنیم و به سوی او خواهیم رفت.(همان، ص 168)
 
از آنجا که سازمان بسیج مستضعفین نخبگان فرهنگی و علمی جامعه از جمله: استادان، طلاب، دانشجویان، مهندسان، پزشکان، معلمان و... را نیز شامل می‌شود، همچنین از آنجا که این گروهها به عنوان گروههای مرجع اجتماعی مورد توجه آحاد جامعه‌اند و می‌توانند در مسئلة امر به معروف و نهی از منکر پیشقدم و تأثیرگذار باشند، به این موضوع با تفصیل بیشتری به فرموده‌های امام حسین(ع) استناد شد. قطعاً تبیین راهبرد امر به معروف و نهی از منکر و تعیین شیوة تحقق آن، از این بخشهای بسیج انتظار می‌رود.
 
 
 
امر به معروف و نهی از منکر در سیرة عملی امام حسین(ع)
 
آنچه در قسمت قبل گذشت، فرمایشهای امام حسین(ع) و احادیثی بود که از آن حضرت در بحث امر به معروف و نهی از منکر آمده بود؛ اکنون برخی از موارد اقدام عملی حضرت امام حسین(ع) را در انجام فریضة امر به معروف و نهی از منکر به عنوان تأییدات عملی قسمتهای قبل بررسی خواهیم کرد.
 
تماس امام(ع) با نخبگان امامت
 
مسلماً در عصر امام حسین(ع) به دلیل شدّت خفقان و سركوب شدید، با اقدامات فردی و گروهی، كاری از پیش نمی‌رفت. می‌بایست امر به معروف و نهی از منكر به صورت عمومی انجام و نهضتی برای اقامة این فریضه در جامعه ایجاد می‌شد و البته كسانی كه می‌توانستند چنین مهمی را عملی کنند، عالمان و بزرگان جامعة اسلامی بودند. امام(ع) علاوه بر تماسهای جمعی با افراد شاخص و برجستة جامعه، طی سخنانی چهره به چهره، سعی در ایجاد تعهد نسبت به انجام امر به معروف و نهی از منكر می‌فرمود. آن حضرت در طول مسیر مدینه تا کربلا در دیدار با افرادی چون: جابر بن عبدالله انصاری، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس، عبیدالله بن عباس، محمد بن حنیفه، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن جعفر، فرزدق، عبیدالله بن حر جعفی، زهر بن قین، حر بن یزید ریاحی، عمر بن سعد و ...، به تلاشهای جدّی دست زدند و علاوه بر این، طی نامه‌هایی به بزرگان شهرهای كوفه و بصره و برخی از بزرگان جامعة اسلامی، توجیه و تبیین آنان كه نمی‌توانستند با ایشان ملاقات حضوری داشته باشد، پرداختند.
 
همچنین طی نامه‌ای كوتاه و شفاف نسبت به بنی‌هاشم كه قطعاً مسئول‌ترینِ طوایف نسبت به اسلام و احیای فریضة امر به معروف و نهی از منكر بودند، چنین نوشتند: «من در حال آماده شدن به حركت هستم. هر كس با من همراهی كند، شهید خواهد شد و هر كس حركت نكند، پیروزی نخواهد یافت».(نجمی، 1370، ص 49)
 
ستیزه‌جویی با حکومت طاغوتی
 
امام حسین‌(ع) گفتار خویش را در تشویق به امر به معروف و نهی از منكر، صادقانه در عمل تحقق بخشید و از هیچ خطری نهراسید. بین شخصیتهای آن زمان، امام حسین(ع) از موقعیتی ممتاز برخوردار بود و هیچ شخصیتی قابل مقایسه با ایشان نبود. آن حضرت به دلیل فرزند رسول‌الله(ص) بودن، حرمت خاصی نسبت به دیگران داشت و راحت‌تر از دیگران، حتی به صورت فردی می‌توانست به امر به معروف و نهی از منكر بپردازد. همان‌گونه كه پیش‌تر اشاره شد، آن حضرت راهبرد اصلی خویش در مسائل سیاسی- اجتماعی را امر به معروف و نهی از منكر قرار داده بود. در بین منكرات، هیچ منكری را خطرناك‌تر از بنی‌امیه نمی‌دانست و وقتی یزید به خلافت رسید، این خطر به اوج رسیده بود. قرآن كریم به صراحت، مسلمانان را امر فرموده كه به عبادت خدا پرداخته، از طاغوت اجتناب ورزند: «یریدون ان یتحاكموا الی الطاغوت و قد أمروا ان یكفروا به»(نساء، آیه 60)؛ اراده کرده‌اند که طاغوت را حاکم بر خویش سازند؛ حال آنکه به آنان امر شده که به او کفر بورزند.
 
حضرت فرمود: «نحن و بنو‌امیه اختصمنا فی‌الله عزّوجل، قلنا صدق‌الله و قالوا كذب‌الله. فنحن و ايّاهم الخصمان یوم القیامه»(شیخ صدوق، بی‌تا، ج 1، ص 42)؛ ما و بنی‌امیه در موضوع خدای متعال در ستیزیم. ما گوییم خدا راست گفت و آنها گویند خدا دروغ گفت. پس ما و آنان در روز قیامت هم دشمن یكدیگریم.
 
امر به معروف و نهی از منكر توسط امام‌(ع) در دوران قبل از یزید، خود تفصیلی مناسب دارد؛ به خصوص در دوران خلافت معاویه این موضوع از صراحت و تداوم چشمگیری برخوردار است. روزی كه معاویه امام را خواست كه با ولایتعهدی یزید بیعت كند، حضرت در اجتماع باشكوهی كه وی ترتیب داده بود حضور یافت و با خطبه‌ای فصیح به افشای جنایات معاویه و خباثتهای یزید و ستمكاری‌های بنی‌امیه پرداخت. در بخشی از این خطبه چنین فرمود: «ای معاویه! آنچه دربارة كمالات یزید و لیاقت وی برای امت محمد(ص) برشمردی، شنیدیم. قصد داری طوری به مردم وانمود كنی كه گویا فرد ناشناخته‌ای را توصیف می‌كنی یا فرد غایبی را معرفی می‌كنی یا از كسی سخن می‌گویی كه گویا تو دربارة او علم و اطلاع مخصوصی داری؛ در حالی كه یزید، ماهیت خود را آشكار ساخته و موقعیت سیاسی- اجتماعی و اخلاقی خویش را شناسانده است. از یزید آن‌گونه كه هست بگو؛ از سگ‌بازی‌اش، كبوتربازی‌اش، عیاشی و خوشگذرانی‌اش گفته و آنچه در پیش گرفته‌ای كنار بگذار. آیا گناهانی كه تا كنون دربارة امت محمد(ص) بر دوش خود بار كرده‌ای تو را كافی نیست؟».(طبری، 1968، ج 3، ص 248)
 
وقتی یزید پس از رسیدن به حکومت، به حاكم مدینه نامه نوشت و خواست از امام(ع) بیعت گرفته شود، حضرت فرمودند: «انا لله و انا الیه راجعون. و علی الاسلام والسلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید»(ابن طاووس، 1384، ص20)؛ ما از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم. هنگامی كه امت به حاكمی چون یزید مبتلا شد، باید با اسلام خداحافظی كرد.
 
حضرت چون با نصیحتها و خیرخواهی‌های برادرش محمد بن حنیفه مواجه شد، ضمن مكتوبی که به وصیت‌نامة امام مشهور است، خطاب به وی چنین نوشت: «انّی لم اخرج أشراً و لا بطرًا و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدّی ارید ان آمُرَ بالمعروف و نهی عن المنكر و اسیر بسیره جدّی و ابی علی بن ابی‌طالب...»(ابن اعثم، 1406، ج 5، ص 23)؛ من برای ایجاد شر یا سركشی، فساد یا ظلم قیام نكردم، بلكه فقط برای ایجاد اصلاح در امت جدّم قیام كردم و می‌خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و به سیرة جدّم و پدرم علی بن ابی‌طالب عمل كنم.
 
همچنین امام(ع) ضمن نامه‌ای خطاب به بزرگان كوفه نوشتند: «فقد علمتم ان رسول الله(ص) قد قال فی حیاته من رأی سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام او تارکاً لعهد الله و مخالفاً لسنه رسول‌الله فعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان ثم لم یغیروا علیه بقولٍ و لا فعل كان حقاً علی‌الله ان یدخله مدخله»(دشتی، 1379، ص 667)؛ شما نیك می‌دانید كه پیامبر(ص) فرمودند: هر كس در زمان خود، سلطان ستمگری را دید كه حلال خدا را حرام كرد، عهد خدا را رها ساخته و با سنّت پیامبر(ص) مخالفت كند و در بین بندگان خدا با گناه و دشمنی رفتار كند و با حرف و عمل با او مخالفت نكند، بر خدا واجب است به همان جایی كه سلطان ستمگر را وارد می‌كند، او را نیز وارد كند.
 
«و قد علمتم ان هؤلاء لزموا طاعه الشیطان و تولّوا عن طاعه الرحمن و اظهروا الفساد و عطّلو حدود و استأثروا بالفیء و احلّوا حرام الله و حرموا حلاله و أنَا اَحَقّ من غیری بهذا الامر لقرابتی من رسول‌الله»(همان)؛ نیك می‌دانید که اینان پیرو شیطان شده و از اطاعت خدا سر باز زده‌اند؛ فساد را حاكم و حدود خدا را رها ساخته، بیت‌المال را مال خود می‌دانند. حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام می‌دانند. و من به حكومت از همه محق‌ترم؛ به دلیل اینكه فرزند رسول خدایم.
 
امام حسین‌(ع) به امر به معروف و نهی از منكر به عنوان تكلیف و زحمت نگاه نمی‌كردند، بلكه به آن عشق می‌ورزیدند و هزینه‌های آن را به راحتی به جان می‌خریدند؛ آنچنان كه در اوج نصیحتهای روز عاشورا فرمودند: «الهی و سیدی وددتُ ان اُقتَلَ و اُحیيَ سبعین الف مَرَّهٍ فی طاعتك و محبتك سيَّما اذا کان فی قتلی نصرﺓدینك و احیاء امرك و حفظ ناموس شرعك ثم انی قد سئمت الحیاط بعد قتل الاحبه و قتل هؤلاء الفتیه من آل محمد(ص)»(همان، ص 545)؛ پروردگار و آقای من! دوست دارم هفتاد مرتبه در راه پیروی و محبت تو كشته شوم و دوباره زنده شوم؛ به خصوص وقتی با كشته شدنم دین تو یاری می‌شود و شریعت زنده می‌گردد؛ به خصوص الان كه دوستان من و جوانان آل محمد(ص)كشته شده‌اند، زنده ماندن را خوش ندارم.
 
 
 
نتیجه‌گیری
 
مهم‌ترین راهبرد عاشورایی سازمان بسیج مستضعفین،[3] به اعتبار جایگاه این و آن [M2] در قیام امام حسین(ع) و ضرورت امروز امر به معروف و نهی از منکر است.
 
امر به معروف و نهی از منكر در مقایسه با همة نیكی‌های قابل تصوّر، همچون اقیانوسی بیكران در برابر قطره‌ای است و به حق، وظیفه‌ای الهی است؛ زیرا اولین آمر به معروف و ناهی از منكر، وجود باری تعالی است. پیامبران و ائمّه(ع) و به تبع آنان، مؤمنان، باید به عنوان خلیفة خدا و خلفای رسول خدا(ص) به این وظیفه توجه ویژه داشته باشند. امر به معروف و نهی از منكر یكی از مرزهای ایمان و نفاق است. حقیقت ایمان مؤمنان از میزان اهتمام به این وظیفه شناخته می‌شود. امام حسین(ع) پرداختن به این وظیفه را موجب تحقق همة ابعاد دین در جامعه دانسته‌اند. امام خامنه‌ای آن را واجب (مانند نماز) دانسته و نقش و وظیفة بسیج را در تحقق آن، به صورت ویژه مورد تأکید قرار داده‌اند. در زمانی كه بنی‌امیه با تبلیغ جبرگرایی و مرجئه‌گری، جامعه را از تعهدات دینی (امر به معروف و نهی از منكر) خالی كرده بودند، امام حسین(ع) در حالی كه خود دائماً به این امر عظیم مشغول بودند، رهنمودهای بسیار كاربردی و دقیق به گروههای مختلف اجتماعی برای احیای این وظیفه داشته‌اند. نخست، شرایط لازم برای تحقق این وظیفة عمومی را برای آحاد جامعه تدوین فرمودند. سپس به یاران خود كه وجهة همت آنان أنکر منكرات(حكومت بنی‌امیه) بود، نكات دقیق امنیتی و حفاظتی را گوشزد می‌فرمودند؛ زیرا كمترین بی‌توجهی، سبب تحمّل بزرگ‌ترین هزینه‌ها می‌شد. آن حضرت ضمن راهنمایی یاران خاص خویش در این عرصه، وظیفة اصلی را متوجه عالمان جهان اسلام دانسته، در خطبه‌ای مفصّل ضمن آسیب‌شناسی رفتار آنان با حكومت اموی، مسئولیت خطیر آنان را خاطرنشان فرمودند.
 
اکنون نیز همچون عصر امام حسین(ع)، فریضة امر به معروف و نهی از منکر به فراموشی سپرده شده است. بسیج که به فرمایش امام خامنه‌ای، امه یدعون الی الخیر است، باید به عنوان یک سیاست راهبردی به آن نگاه کرده، ضمن تبیین این راهبرد و تعیین شیوه‌های تحقق آن، سعی در مرسوم کردن آن در جامعه داشته باشد.
 
امام حسین(ع)در رأس همة مسلمانان متعهد شخصاً اقدام به مؤثّر‌ترین عمل در جهت احیای امر به معروف و نهی از منكر فرمودند. البته صحنة عاشورا آخرین و مؤثّرترین بخش سیرة آن حضرت است. مهم‌ترین وظیفة سازمان بسیج مستضعفان به عنوان بخشی از جامعة اسلامی كه هویتی حسینی و عاشورایی دارد، بازخوانی سیرة آن حضرت متناسب با نیاز‌های زمان و عمل به آن است. همان طور كه از سیرة امام حسین‌(ع) فهمیده می‌شود، در طول زندگی ایشان، عمل به امر به معروف و نهی از منكر، امری مسلّم و انكارناپذیر بوده است؛ تا حدی كه می‌توان آن را راهبردی محوری در فعالیتهای فرهنگی و سیاسی اجتماعی آن حضرت نامید؛ راهبردی كه با در دستور كار قرار گرفتن آن، همة ابعاد این سنّت پیامبر احیا خواهد شد و در صورت فراموشی، بقیة اعمال مانند حج و نماز، به وسیله‌ای در دست جبّاران و حاكمان طاغوت تبدیل می‌شود.
 
همان گونه که در سیرة نظری و عملی امام حسین(ع) مشهود است، گروههای نخبۀ جامعه همچون: استادان و طلاب بسیجی، در تبیین راهبرد امر به معروف و نهی از منکر و تعیین شیوه‌های تحقق آن و همچنین پیشقدم شدن در عمل به آن، از جایگاه ممتازی برخوردارند.
 
 
 
 
 
 
منابع
 
قرآن کریم.
 
نهج‌البلاغه؛ ترجمه محمد دشتی(بی‌تا)، قم، مشرقین.
 
ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله(1404 ق)؛ شرح نهج‌البلاغه، قم، منشورات المكتب، چ دوم.
 
ابن اعثم كوفی(1406 ق)؛ الفتوح، بیروت، دارالكتب العلمیه.
 
ابن شعبه حرانی(1404 ق)؛ تحف العقول عن آل الرسول، قم، دهر اسلامی.
 
ابن طاووس(1384)؛ اللهوف، ترجمه علیرضا رجالی تهرانی، قم، نبوغ.
 
ابومحنف، لوط بن یحیی(بی‌تا)؛ وقعه الطف، قم، دارالكتب.
 
حر عاملی، محمد بن حسن(1413 ق)؛ وسایل الشیعه، قم، مؤسسه آل‌البیت‌(ع).
 
دشتی، محمد(1379)؛ فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، قم، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین.
 
شریف قریشی، باقر(1413 ق)؛ حیاه الامام حسین بن علی، بیروت، دارالبلاغه.
 
شیخ صدوق، محمدبن علی بن حسین(1362)؛ امالی، تهران،كتابخانه اسلامی، چ چهارم.
 
شیخ صدوق، محمدبن علی بن حسین(بی‌تا)؛ خصال، قم،جامعة مدرسین.
 
طبری محمد بن جریر(1968 م)؛ تاریخ الامم و الملوك، مصر، دارالمعارف.
 
طوسی، ابوجعفر(1365)؛ تهذیب الاحكام، تهران، دارالكتب الاسلامیه.
 
قمی، شیخ عباس(1370)؛ مفاتیح‌الجنان، تهران، دفتر نشر فرهنگ انقلاب اسلامی، چ ششم.
 
كلینی، محمد بن یعقوب(1365)؛ الكافی، تهران، دارالكتب الاسلامیه.
 
مجلسی، محمدباقر(1404 ق)؛ بحار الانوار، بیروت، الوفا.
 
محمد بن سعد(1405 ق)؛ الطبقات الكبری، بیروت، دار صادر.
 
نجمی، محمدصادق(1370)؛ سخنان امام حسین‌(ع) از مدینه تا كربلا، قم، دفتر نشر اسلامی.
 
نوری، میرزا حسین(1407 ق)؛ مستدرك الوسایل، قم، آل البیت‌(ع).
 
نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: طلایه‌داران ظهور(1382)؛ تهران، مؤسسه فرهنگی هنری رزمندگان اسلام.
 
 
[1].
 
[2]. مرجئه گروهی بودند که می‌گفتند ایمان به اقرار است نه به عمل. همین که انسان بگوید مسلمانم، کافی است. آنچه باعث رفتن به بهشت یا جهنم می‌شود، لطف یا عدم لطف خداست و ربطی به عمل انسان ندارد. از این جهت، اعمال ظالمانه و فاسقانة بنی‌امیه توجیه می‌شد و انگیزۀ امر به معروف و نهی از منکر از بین رفته بود.
 
[3]. علت اینکه به جای بسیج، سازمان بسیج مستصعفین به کار رفته، این است که امر به معروف و نهی از منکر را در سطح راهبردی مورد بحث قرار داده‌ایم و تعیین راهبرد بر عهدة سازمان است.